WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان

دانلود ويديو، صوت، كتاب، نرم افزارهاي دشمن شناسي و آخرالزمان - مهدويت


تاپيك مرجع دانلود سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت صوت و تصوير
زمان کنونی: ۹-۵-۱۳۹۴, ۰۵:۲۷ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: نخست وزيرمجازي
آخرین ارسال: Ironsite
پاسخ: 86
بازدید: 20670

 
امتیاز موضوع:
  • 73 رأی - میانگین امتیازات: 3.78
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تاپيك مرجع دانلود سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت صوت و تصوير

*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 2,037
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس شده: 28022 در 2009 موضوع
سپاس کرده: 16927
اعتبار: :
وضعیت : آفلاین
جنسیت: خانم
ارسال: #1
تاپيك مرجع دانلود سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت صوت و تصوير
İmage

سخنراني استاد ازغدي با عنوان مهدويت و جهاني شدن

لينك دانلود صوتي: {لينك مستقيم } حجم 58مگابايت








İmage

امضاي نخست وزيرمجازي :

«««حال دلم رو در امضام می گذارم
با تک تک کلماتش زندگی می کنم!!!»»»

SMiL.ANTi666 _28_


من ریزه کاری های بارانم

در سرنوشتی خیس می مانم

دیگر درونم یخ نمی بندی

بهمن ترین ماه زمستانم!

رفتی که من یخچال قطبی را

در آتش دوزخ برقصانم

رفتی که جای شال در سرما

چشم از گناهانت بپوشانم

ای چشمهای قهوه قاجاری!

بیرون بزن از قعر فنجانم

از آستینم نفت می ریزد

کبریت روشن کن، بسوزانم

از کوچه های چرک می آیم

در باز کن، سر در گریبانم

در باز کن ،شاید که بشناسی

نتهای دولاچنگ هذیانم

یک بی کجا درمانده از هر جا

سیلی خور ژنهای خودکامه

صندوق پُست پَست بی نامه

یک واقعاً در جهل علامه

یک واقعاً تر شکل بی شکلی

دندانه های سین احسانم

دندانه ام در قفل جا مانده

هر جور می خواهی، بچرخانم

سنگم که در پای تو افتادم

هر جا که می خواهی، بغلتانم

پشت سرت تابوت قایقهاست

سر بر نگردان روح عریانم!

خودکار جوهر مرده ‌ام یا نه؟

چون صندلی از چار پایانم

می خواهی آدم باش یا حوّا

کاری ندارم، من که حیوانم

یک مژه بر پلکم فرود آمد

یک میله از زندان من کم شد

تا کش بیاید ساعت رفتن

پل زیر پای رفتنم خم شد

بعد از تو هر آیینه ای دیدم

دیوار در ذهنم مجسم شد

از دودمان سدر و کافوری

با خنده از من دست می‌شوری

من سهمی از دنیا نمی خواهم

می خواستم، حالا نمی خواهم

این لاله‌ بدبخت را بردار

بر سنگ قبر دیگری بگذار

تنهایی ام را شیر خواهم داد

اوضاع را تغییر خواهم داد

اندامی از اندوه می سازم

با قوز پشتم کوه می سازم

باید که جلاد خودم باشم

تفریق اعداد خودم باشم

آن روزها پیراهنم بودی

یک روز کامل بر تنم بودی

از کوچه ام هرگاه می رفتی

با سایه‌ من راه می رفتی

ای کاش در پایت نمی افتاد

این بغض‌های لخت مادرزاد!

ای کاش باران سیر می ‌بارید

از دامنت انجیر می بارید!

در امتداد این شب نفتی

سقط جنونم کردی و رفتی

در واژه های زرد می میرم

در بعدازظهری سرد می میرم

باید کماکان مُرد، اما زیست

جز زندگی در مرگ راهی نیست

باید کماکان زیست، اما مُرد

با نیشخندی بغض خود را خورد

انسان فقط فوّاره ای تنهاست

فوّاره ها تُف های سر بالاست

من روزنی در جلد دیوارم

دیوار حتماً رو به آوارم

آواره یعنی دوستت دارم...

آوار کن بر من نبودت را

با "روت" نه  با فوت
 ویرانم

از لای آجر‌ها نگاهم کن

پروانه ای در مشت طوفانم

طوفان درختان را نخواهد برد

از ابر باران زا نترسانم

بو می کشم تنهایی خود را

در باجه‌ زرد خیابانم

هر عابری را کوزه می بینم

زیر لبم خیّام می خوانم

این شهر بعد از تو چه خواهد کرد

با پرسه های دور میدانم؟

یک لحظه بنشین برف لاکردار!

دارم برایت شعر می‌خوانم:

 

خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مرد عاشق خوب می میرد

از بس بدی دیدم، به خود گفتم:

باید کمی بد را بلد باشم

من شیر پاک از مادرم خوردم

دنیا مجابم کرد بد باشم

دنیا مجابم کرد بد باشم

من بهترین گاو زمین بودم

الان اگر مخلوق ملعونم

محبوب رب العالمین بودم

سگ مست دندان تیز چشمانش

از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد

هر کار می کردم سرانجامش

من وصله‌ ای ناجورتر بودم

یک لکه‌ ننگ دائمی، اما

فرزند عشق بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری

دنیای تنها را نمی بینی

بر عرشه با امواج سرگرمی

پارو زدنها را نمی بینی

ای استوایی زن! تنت آتش

سرمای دنیا را نمی فهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است

درماندگی ها را نمی فهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی

من هم همینجایم، ولی دورم

تو اختیار زندگی داری

من زندگی را سخت مجبورم

درماندگی یعنی که: فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رختخواب دیگری داری...

آخر چرا با عشق سر کردی

محدوده را محدودتر کردی؟

از جان لاجانت چه می خواهی؟

از خط پایانت چه می خواهی؟

این درد انسان بودنت بس نیست؟

سر در گریبان بودنت بس نیست؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت؟

این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تو را بر تن سری باشد

یا عرضه‌ نان آوری باشد

گیرم تو را بر سر کلاهی هست

این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی

با قد خم دکان بچرخانی

پیری، اگر روی جوان داری

زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود، آبت نبود ای مرد؟!

با زخم ناسورت چه خواهی کرد؟

پیرم، دلم همسن رویم نیست

یک عمر در فرسودگی کم نیست

تندی نکن ای عشق کافر کیش!

خیزاب غم! گردابه تشویش!

من آیه های دفترت بودم

عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز می بینی؟

دیوانگان را ریز می بینی؟

عشق آن اگر باشد که می گویند

دلهای صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم

انسان فوق العاده می خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی: تو هم با عشق درگیری

حوّای من! آدم شدم وقتی

باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم

هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است، قلبی را

آتش بزن، درگیر داغش باش

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد

سرگرم نان و قلب و آتش باش

این مُرده ای را که پی اش بودی

شاید همین دور و برت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن

شاید "علی آذر"ت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست

او رفت و با خود برد یادم را

من مانده ام با بی کسی هایم

خب، دست کم گلدان و عطری هست

قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را

دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد، باز

عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را

من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها!

آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم

شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را

جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می آیم

باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی

با دست خود بستم دهانم را

من مرد شبهایت نخواهم شد

از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشک خود را، باز

مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک می میرد

کبرای من تصمیم می گیرد

تصمیم می گیرد که برخیزد

پایین و بالا را به هم ریزد

دارا بیفتد پای ساراها

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را

درهم بپیچانند دارا را

دارا نداری را نمی فهمد

ساعت شماری را نمی فهمد

دارا نمی فهمد که نان از عشق

سارا نمی فهمد، امان از عشق!

سارای سال اولی مرد است

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا! مال یک زن نیست

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوش ت کو؟

گیلاسهای پشت گوش ت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا! چه شد سارایمان گم شد

سارا و سیبش حرف مردم شد؟

تنها سپاس از عشق خودکار است

دنیا به شاعرها بدهکار است

دستان عشق از مثنوی کوتاه

چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی

لطفی ندارد مولوی باشی

استاد مولانا که خورشید است

هفت آسمان را هیچ می دیده ست

ما هم دهان را هیچ می گیریم

زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می ریزم

من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود؟ آبت نبود ای مرد؟!

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد...

(علیرضا آذر)

SMiL.ANTi666 _28_
رنگی ها برای خودم معنی دارند و .......
..................................................................
برای دانلود »»»»[url= http://s5.picofile.com/file/8115405668/%...ــــــــــ[/url]»»»»




(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۴۳ صبح، توسط PooRYa.)
۱۸-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۲۷ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 11 کاربر به دلیل این ارسال از نخست وزيرمجازي سپاس کرده اند.
محمدامين, mortozpasha, mtm, PooRYa, نازنین زینب, SaReBaN, ANTi666, moh3n557, حاج منصور, کوثر 313, خودمم نمیدونم
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 251
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 1282 در 213 موضوع
سپاس کرده: 636
اعتبار: : 194
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #2
مجموعه کامل سخنرانی های آقای رحیم پور ازغدی
از لینک زیر میتونید به یه مجموعه کامل از سخنرانی های آقای رحیم پور دسترسی پیدا کرده و دانلود کنید.

توی کلیپی مربوط به تاثیر موسیقی بر انسان و... که توسط آقای رائفی پور مورد بحث قرار گرفته بود از تاثیرات موسیقی آگاه شدم و تصمیم گرفتم وقتی توی ماشین میخام یه چیزی گوش بدم از سخنرانی آقای رحیم پور استفاده کنم، و رفتم دانلودش کردم
به شما هم پیشنهاد میکنم همچین کاری رو بکنید، چون لااقل آدم یه چیزی یاد میگیره!!!!

جسارت بنده رو هم بپذیرید.

http://www.yasinmedia.com/sokhanrani/rah...ghadi.html
امضاي MeHDi :

اللهم عجل لولیک الفرج
İmage
۱۱-۸-۱۳۹۰ ۰۲:۵۴ عصر
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 11 کاربر به دلیل این ارسال از MeHDi سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, PooRYa, oozra, Monji, anti666(Alireza), MaTiNeH, DoCToR, نخست وزيرمجازي, رئیس جمهور مجازی!, peaceful angel
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 191
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 2314 در 248 موضوع
سپاس کرده: 578
اعتبار: : 497
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #3
Music سخنرانی بسیار جالب استاد رحیم پور اذغدی در مورد متولیان اسلام
سخنرانی بسیار جالب استاد در مورد متولیان اسلام.;)

İmage


فایل‌(های) پیوست شده
eslam-ma.zip
نوع فایل .zip
دفعات دانلود 1007
اندازه 220.46 کیلوبایت

امضاي سرباز سایبری :

مصاف آمد...

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۱۷ عصر، توسط نخست وزيرمجازي.)
۱۳-۸-۱۳۹۰ ۰۸:۲۰ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 5 کاربر به دلیل این ارسال از سرباز سایبری سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, PooRYa, GHoRBaT_12, نخست وزيرمجازي
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 2,037
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس شده: 28022 در 2009 موضوع
سپاس کرده: 16927
اعتبار: :
وضعیت : آفلاین
جنسیت: خانم
ارسال: #4
RE: استاد رحیم پور اذغدی
(۱۴-۸-۱۳۹۰ ۰۳:۵۱ عصر)فاطمه - العجل10 نوشته شده توسط:  سلام ..
خسته نباشيد ...
جسارتا ميخواستم ببينم اين واقعيت داره كه آقاي استاد رحيم پور اذغدي ديپلمه هستند ؟؟؟


بسم الله الرحمن الرحيم
بيوگرافي استاد رحيم پور ازغدي
حسن رحیم پور ازغدی (زاده ۱۳۴۳ در شهرستان مشهد) نظریه پرداز جریان اصولگرای ایران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. او از تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۱ به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد.
او از سوی برخی رسانههای اصولگرای ایران با عنوان «چهرهای جدید در نظریهپردازی انقلاب اسلامی» یاد میشود. او همچنین عضو هیئت ارزیابی علمی و فرهنگی و مدیر مسئول و سردبیر نشریه کتاب نقد است. وی همچنین از حامیان اصول و شعارهای محمود احمدی نژاد بهشمار میرود. همچنین برخی از مخالفان جمهوری اسلامی وی را متهم به حضور وی در جریان بازجویی از خویش میکنند.
مدرك تحصیلی رحیمپور ازغدی دیپلم است و تحصیلات حوزوی دارد.
ازغدی تاکنون کتابها و مقالههایی در مورد مباحث دینی و ایدئولوژی انقلاب اسلامی نوشتهاست. او سخنرانیهای بسیاری در دانشگاهها و سازمانهای دولتی ایران انجام دادهاست.کتابشناسی:
 حسین (ع) عقل سرخ
 علی (ع) و شهر بی آرمان
 مهدی(ع)، ده انقلاب در یک انقلاب
 محمد(ص)، پیامبری برای همیشه.
مقالهها:
 اجتهاد شهید نبرد تحجر و التقاط
 دین در حاشیه و دین در صحنه
 جهانی سازی پایان تاریخ و مهدودیت
 خدا انسان مدرنیته
 هزار دستان فکر و کمیته هوشیاری
 بررسی دعوت انبیا به امر به معروف و نهی از منکر
 چرا دین و دنیا
 اصلاحات مذهبی
 تقابل اسلام و سکولاریزم
 نقد عقلانیت غربی
 تحلیلی از نتایج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
 تسامح یا واقفی گری
 ضدیت با ایدئولوژی افتخاری مشکوک برای لیبرالها

امضاي نخست وزيرمجازي :

«««حال دلم رو در امضام می گذارم
با تک تک کلماتش زندگی می کنم!!!»»»

SMiL.ANTi666 _28_


من ریزه کاری های بارانم

در سرنوشتی خیس می مانم

دیگر درونم یخ نمی بندی

بهمن ترین ماه زمستانم!

رفتی که من یخچال قطبی را

در آتش دوزخ برقصانم

رفتی که جای شال در سرما

چشم از گناهانت بپوشانم

ای چشمهای قهوه قاجاری!

بیرون بزن از قعر فنجانم

از آستینم نفت می ریزد

کبریت روشن کن، بسوزانم

از کوچه های چرک می آیم

در باز کن، سر در گریبانم

در باز کن ،شاید که بشناسی

نتهای دولاچنگ هذیانم

یک بی کجا درمانده از هر جا

سیلی خور ژنهای خودکامه

صندوق پُست پَست بی نامه

یک واقعاً در جهل علامه

یک واقعاً تر شکل بی شکلی

دندانه های سین احسانم

دندانه ام در قفل جا مانده

هر جور می خواهی، بچرخانم

سنگم که در پای تو افتادم

هر جا که می خواهی، بغلتانم

پشت سرت تابوت قایقهاست

سر بر نگردان روح عریانم!

خودکار جوهر مرده ‌ام یا نه؟

چون صندلی از چار پایانم

می خواهی آدم باش یا حوّا

کاری ندارم، من که حیوانم

یک مژه بر پلکم فرود آمد

یک میله از زندان من کم شد

تا کش بیاید ساعت رفتن

پل زیر پای رفتنم خم شد

بعد از تو هر آیینه ای دیدم

دیوار در ذهنم مجسم شد

از دودمان سدر و کافوری

با خنده از من دست می‌شوری

من سهمی از دنیا نمی خواهم

می خواستم، حالا نمی خواهم

این لاله‌ بدبخت را بردار

بر سنگ قبر دیگری بگذار

تنهایی ام را شیر خواهم داد

اوضاع را تغییر خواهم داد

اندامی از اندوه می سازم

با قوز پشتم کوه می سازم

باید که جلاد خودم باشم

تفریق اعداد خودم باشم

آن روزها پیراهنم بودی

یک روز کامل بر تنم بودی

از کوچه ام هرگاه می رفتی

با سایه‌ من راه می رفتی

ای کاش در پایت نمی افتاد

این بغض‌های لخت مادرزاد!

ای کاش باران سیر می ‌بارید

از دامنت انجیر می بارید!

در امتداد این شب نفتی

سقط جنونم کردی و رفتی

در واژه های زرد می میرم

در بعدازظهری سرد می میرم

باید کماکان مُرد، اما زیست

جز زندگی در مرگ راهی نیست

باید کماکان زیست، اما مُرد

با نیشخندی بغض خود را خورد

انسان فقط فوّاره ای تنهاست

فوّاره ها تُف های سر بالاست

من روزنی در جلد دیوارم

دیوار حتماً رو به آوارم

آواره یعنی دوستت دارم...

آوار کن بر من نبودت را

با "روت" نه  با فوت
 ویرانم

از لای آجر‌ها نگاهم کن

پروانه ای در مشت طوفانم

طوفان درختان را نخواهد برد

از ابر باران زا نترسانم

بو می کشم تنهایی خود را

در باجه‌ زرد خیابانم

هر عابری را کوزه می بینم

زیر لبم خیّام می خوانم

این شهر بعد از تو چه خواهد کرد

با پرسه های دور میدانم؟

یک لحظه بنشین برف لاکردار!

دارم برایت شعر می‌خوانم:

 

خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مرد عاشق خوب می میرد

از بس بدی دیدم، به خود گفتم:

باید کمی بد را بلد باشم

من شیر پاک از مادرم خوردم

دنیا مجابم کرد بد باشم

دنیا مجابم کرد بد باشم

من بهترین گاو زمین بودم

الان اگر مخلوق ملعونم

محبوب رب العالمین بودم

سگ مست دندان تیز چشمانش

از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد

هر کار می کردم سرانجامش

من وصله‌ ای ناجورتر بودم

یک لکه‌ ننگ دائمی، اما

فرزند عشق بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری

دنیای تنها را نمی بینی

بر عرشه با امواج سرگرمی

پارو زدنها را نمی بینی

ای استوایی زن! تنت آتش

سرمای دنیا را نمی فهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است

درماندگی ها را نمی فهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی

من هم همینجایم، ولی دورم

تو اختیار زندگی داری

من زندگی را سخت مجبورم

درماندگی یعنی که: فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رختخواب دیگری داری...

آخر چرا با عشق سر کردی

محدوده را محدودتر کردی؟

از جان لاجانت چه می خواهی؟

از خط پایانت چه می خواهی؟

این درد انسان بودنت بس نیست؟

سر در گریبان بودنت بس نیست؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت؟

این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تو را بر تن سری باشد

یا عرضه‌ نان آوری باشد

گیرم تو را بر سر کلاهی هست

این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی

با قد خم دکان بچرخانی

پیری، اگر روی جوان داری

زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود، آبت نبود ای مرد؟!

با زخم ناسورت چه خواهی کرد؟

پیرم، دلم همسن رویم نیست

یک عمر در فرسودگی کم نیست

تندی نکن ای عشق کافر کیش!

خیزاب غم! گردابه تشویش!

من آیه های دفترت بودم

عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز می بینی؟

دیوانگان را ریز می بینی؟

عشق آن اگر باشد که می گویند

دلهای صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم

انسان فوق العاده می خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی: تو هم با عشق درگیری

حوّای من! آدم شدم وقتی

باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم

هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است، قلبی را

آتش بزن، درگیر داغش باش

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد

سرگرم نان و قلب و آتش باش

این مُرده ای را که پی اش بودی

شاید همین دور و برت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن

شاید "علی آذر"ت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست

او رفت و با خود برد یادم را

من مانده ام با بی کسی هایم

خب، دست کم گلدان و عطری هست

قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را

دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد، باز

عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را

من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها!

آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم

شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را

جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می آیم

باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی

با دست خود بستم دهانم را

من مرد شبهایت نخواهم شد

از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشک خود را، باز

مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک می میرد

کبرای من تصمیم می گیرد

تصمیم می گیرد که برخیزد

پایین و بالا را به هم ریزد

دارا بیفتد پای ساراها

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را

درهم بپیچانند دارا را

دارا نداری را نمی فهمد

ساعت شماری را نمی فهمد

دارا نمی فهمد که نان از عشق

سارا نمی فهمد، امان از عشق!

سارای سال اولی مرد است

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا! مال یک زن نیست

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوش ت کو؟

گیلاسهای پشت گوش ت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا! چه شد سارایمان گم شد

سارا و سیبش حرف مردم شد؟

تنها سپاس از عشق خودکار است

دنیا به شاعرها بدهکار است

دستان عشق از مثنوی کوتاه

چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی

لطفی ندارد مولوی باشی

استاد مولانا که خورشید است

هفت آسمان را هیچ می دیده ست

ما هم دهان را هیچ می گیریم

زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می ریزم

من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود؟ آبت نبود ای مرد؟!

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد...

(علیرضا آذر)

SMiL.ANTi666 _28_
رنگی ها برای خودم معنی دارند و .......
..................................................................
برای دانلود »»»»[url= http://s5.picofile.com/file/8115405668/%...ــــــــــ[/url]»»»»




۱۴-۸-۱۳۹۰ ۰۹:۲۳ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 10 کاربر به دلیل این ارسال از نخست وزيرمجازي سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, PooRYa, meisamtiger, SaReBaN, TooFauN, sahel110, GHoRBaT_12, Necromancer, سرباز سایبری
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 191
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 2314 در 248 موضوع
سپاس کرده: 578
اعتبار: : 497
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #5
Star استاد رحیم پور-کارآمدی ولایت فقیه در مسائل حاد جامعه
İmage



سخنان استاد رحیم پور ازغدی در مورد کارآمدی ولایت فقیه در مسائل حاد اجتماعی وبازخوانی خطبه تاریخی امام خامنه ای بعد از انتخابات وفتنه۸۸ (حتما ببینید)
دریافت فایل تصویری[b]wmv
[/b]
حجم:۴۹،۶۱۲مگابایت
دریافت فایل تصویری[b]۳gp
[/b]
حجم:۱۹،۹۸۸مگابایت
دریافت فایل صوتی[b]mp3
[/b]
حجم:۵،۳۲۷مگابایت
سلامتی آقا امام زمان(عج) وامام خامنه ای صلوات
امضاي سرباز سایبری :

مصاف آمد...

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۱۸ عصر، توسط نخست وزيرمجازي.)
۹-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ صبح
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از سرباز سایبری سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, PooRYa, SaReBaN, عبدالحسین(ع), DoCToR
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 191
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 2314 در 248 موضوع
سپاس کرده: 578
اعتبار: : 497
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #6
استاد رحيم پور - بصیرت و دشمن شناسی
استاد رحيم پور ازغدي
İmage



سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی، در شهر مقدس قم، پائیز 1388
حجم : 7،574 مگابايت | فرمت mp3
مدت : 1 ساعت و 5 دقيقه | لينك دانلود
امضاي سرباز سایبری :

مصاف آمد...

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۱۸ عصر، توسط نخست وزيرمجازي.)
۹-۱۰-۱۳۹۰ ۰۴:۲۳ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از سرباز سایبری سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, SaReBaN, عبدالحسین(ع), خط شكن, DoCToR
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 191
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 2314 در 248 موضوع
سپاس کرده: 578
اعتبار: : 497
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #7
استاد رحيم پور ازغدي - افراط و تفریط

استاد رحيم پور ازغدي
İmage


سخنان استاد «حسن رحیم پورازغدی» پیرامون «مکتب اهل بیت و
اشاره به اینکه افراط و تفریط در آموزه های دینی جایگاهی ندارد»
حجم : 3،949 مگابايت | فرمت mp3
مدت : 17 دقيقه و 14 ثانيه | لينك دانلود
شادي روح امام و شهداء صلوات
امضاي سرباز سایبری :

مصاف آمد...

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۱۹ عصر، توسط نخست وزيرمجازي.)
۹-۱۰-۱۳۹۰ ۰۴:۲۹ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 6 کاربر به دلیل این ارسال از سرباز سایبری سپاس کرده اند.
محمدامين, mtm, SaReBaN, عبدالحسین(ع), Monji, DoCToR
کارمند رسمی مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 191
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 2314 در 248 موضوع
سپاس کرده: 578
اعتبار: : 497
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #8
استاد رحیم پور-حکمت خوانی "ورزش"
İmage



دانلود با لینک مستقیمبا حجم 134 مگا بایت و فرمت flv
در این سخنرانی که در مهر ماه 1390 برگزار گردیده است، استاد رحیم پور ازغدی 12 قاعده از اصول پهلوانی را در جمع ورزشکاران بیان می کنند.
امضاي سرباز سایبری :

مصاف آمد...

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۱۹ عصر، توسط نخست وزيرمجازي.)
۷-۱۱-۱۳۹۰ ۰۲:۰۸ صبح
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 5 کاربر به دلیل این ارسال از سرباز سایبری سپاس کرده اند.
محمدامين, PooRYa, SaReBaN, عبدالحسین(ع), DoCToR
کارمند جدید مجازی!
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 14
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
سپاس شده: 179 در 14 موضوع
سپاس کرده: 19
اعتبار: : 39
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #9
Video طرحی برای فردا
بسم الله الرحمن الرحیم
İmage
برنامه ی طرحی برای فردا عصر جمعه ها و روزهای تعطیل قبل از اخبار ساعت 19 از شبکه ی اول سیما پخش می گردد.
این برنامه شامل سخنرانی های استاد گرانقدر حسن رحیم پور ازغدی می باشد.
در این پست سعی می شود فایل های تصویری از این برنامه که در فضای مجازی موجود می باشد جمع آوری گردد.
 
1390/04/03 :دکتر شریعتی و روشنفکری دینی ؛ دانلود - مشاهده
1390/04/26 :از این دو مذهب! ؛ دانلود - مشاهده
1390/04/31 :به رادیکالیزم نظری ، محتاجیم! ؛ دانلود - مشاهده
1390/05/07 :بی قرآن در صحنه ؛ دانلود - مشاهده
1390/05/14 :خداشناسی اسلامی ، مدرن ، سنتی یا پست مدرن؟ ؛ دانلود - مشاهده
1390/06/18 :چگونه انقلاب کنیم؟ (انقلاب علمی-دهه چهارم و علوم انسانی) ؛ دانلود - مشاهده
1390/06/25 :شیعه یک نام ، کدام مرام؟ ؛ دانلود - مشاهده
1390/07/22 :خلاقیت و شریعت (2) ؛ دانلود - مشاهده
1390/08/27 :حکمت خوانی ورزش ؛ دانلود - مشاهده
1390/10/09 :یک گزارش اسلامی از مسیح(ع) ؛ دانلود - مشاهده
منبع : راز تی وی

مهر 1380 :مهدی (عج)؛ نیمی غربی، نیمی شرقی ؛ دانلود : قسمت اول - قسمت دوم
مهر 1382 :انقلاب آخرالزمان، نجات سراسری ؛ دانلود : قسمت اول - قسمت دوم
شعبان 1383 :مشکل هرکس، مشکل همه است ؛ دانلود : قسمت اول - قسمت دوم
بهار 1384 :کدام حقوق بشر؛ جهانی خواهد شد؟ ؛ دانلود : قسمت اول - قسمت دوم - قسمت سوم
خرداد 1386  :اخلاق، توحید، مبارزه ؛ دانلود : قسمت اول - قسمت دوم
ادامه دارد...
 
امضاي Ali Abedi :

یا حمید بحق محمد
یا عالی بحق علی
یا فاطر بحق فاطمه
یا محسن بحق الحسن
یا قدیم الاحسان بحق
الحسین
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۲۶ عصر، توسط SaReBaN.)
۲۳-۱۱-۱۳۹۰ ۰۱:۱۰ صبح
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 9 کاربر به دلیل این ارسال از Ali Abedi سپاس کرده اند.
محمدامين, PooRYa, عبدالحسین(ع), سرباز سایبری, عبدالمهدی, بنت الهدی, MaTiNeH, DoCToR, بیـــدار
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 2,037
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس شده: 28022 در 2009 موضوع
سپاس کرده: 16927
اعتبار: :
وضعیت : آفلاین
جنسیت: خانم
ارسال: #10
RE: تاپيك مرجع دانلود سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت صوت و تصوير

 





İmage



دانلود سخنرانی با موضوع اعدام های سال 67



مشاهده و دانلود - قسمت 1 


مشاهده و دانلود - قسمت 2




دانلود سخنراني  با موضوع آزادی


دانلود جلسه اول
دانلود جلسه  دوم
دانلود جلسه  سوم
دانلود جلسه  چهارم
دانلود جلسه  پنجم
دانلود جلسه ششم
دانلود جلسه هفتم
دانلود جلسه هشتم
دانلود جلسه  نهم
دانلود جلسه دهم
دانلود جلسه یازدهم
دانلود جلسه  دوازدهم
دانلود جلسه  سیزدهم
دانلود جلسه چهاردهم
دانلود جلسه  پانزدهم


دانلود سخنراني  با موضوع با امام حسین (ع)

دانلود
امضاي نخست وزيرمجازي :

«««حال دلم رو در امضام می گذارم
با تک تک کلماتش زندگی می کنم!!!»»»

SMiL.ANTi666 _28_


من ریزه کاری های بارانم

در سرنوشتی خیس می مانم

دیگر درونم یخ نمی بندی

بهمن ترین ماه زمستانم!

رفتی که من یخچال قطبی را

در آتش دوزخ برقصانم

رفتی که جای شال در سرما

چشم از گناهانت بپوشانم

ای چشمهای قهوه قاجاری!

بیرون بزن از قعر فنجانم

از آستینم نفت می ریزد

کبریت روشن کن، بسوزانم

از کوچه های چرک می آیم

در باز کن، سر در گریبانم

در باز کن ،شاید که بشناسی

نتهای دولاچنگ هذیانم

یک بی کجا درمانده از هر جا

سیلی خور ژنهای خودکامه

صندوق پُست پَست بی نامه

یک واقعاً در جهل علامه

یک واقعاً تر شکل بی شکلی

دندانه های سین احسانم

دندانه ام در قفل جا مانده

هر جور می خواهی، بچرخانم

سنگم که در پای تو افتادم

هر جا که می خواهی، بغلتانم

پشت سرت تابوت قایقهاست

سر بر نگردان روح عریانم!

خودکار جوهر مرده ‌ام یا نه؟

چون صندلی از چار پایانم

می خواهی آدم باش یا حوّا

کاری ندارم، من که حیوانم

یک مژه بر پلکم فرود آمد

یک میله از زندان من کم شد

تا کش بیاید ساعت رفتن

پل زیر پای رفتنم خم شد

بعد از تو هر آیینه ای دیدم

دیوار در ذهنم مجسم شد

از دودمان سدر و کافوری

با خنده از من دست می‌شوری

من سهمی از دنیا نمی خواهم

می خواستم، حالا نمی خواهم

این لاله‌ بدبخت را بردار

بر سنگ قبر دیگری بگذار

تنهایی ام را شیر خواهم داد

اوضاع را تغییر خواهم داد

اندامی از اندوه می سازم

با قوز پشتم کوه می سازم

باید که جلاد خودم باشم

تفریق اعداد خودم باشم

آن روزها پیراهنم بودی

یک روز کامل بر تنم بودی

از کوچه ام هرگاه می رفتی

با سایه‌ من راه می رفتی

ای کاش در پایت نمی افتاد

این بغض‌های لخت مادرزاد!

ای کاش باران سیر می ‌بارید

از دامنت انجیر می بارید!

در امتداد این شب نفتی

سقط جنونم کردی و رفتی

در واژه های زرد می میرم

در بعدازظهری سرد می میرم

باید کماکان مُرد، اما زیست

جز زندگی در مرگ راهی نیست

باید کماکان زیست، اما مُرد

با نیشخندی بغض خود را خورد

انسان فقط فوّاره ای تنهاست

فوّاره ها تُف های سر بالاست

من روزنی در جلد دیوارم

دیوار حتماً رو به آوارم

آواره یعنی دوستت دارم...

آوار کن بر من نبودت را

با "روت" نه  با فوت
 ویرانم

از لای آجر‌ها نگاهم کن

پروانه ای در مشت طوفانم

طوفان درختان را نخواهد برد

از ابر باران زا نترسانم

بو می کشم تنهایی خود را

در باجه‌ زرد خیابانم

هر عابری را کوزه می بینم

زیر لبم خیّام می خوانم

این شهر بعد از تو چه خواهد کرد

با پرسه های دور میدانم؟

یک لحظه بنشین برف لاکردار!

دارم برایت شعر می‌خوانم:

 

خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مرد عاشق خوب می میرد

از بس بدی دیدم، به خود گفتم:

باید کمی بد را بلد باشم

من شیر پاک از مادرم خوردم

دنیا مجابم کرد بد باشم

دنیا مجابم کرد بد باشم

من بهترین گاو زمین بودم

الان اگر مخلوق ملعونم

محبوب رب العالمین بودم

سگ مست دندان تیز چشمانش

از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد

هر کار می کردم سرانجامش

من وصله‌ ای ناجورتر بودم

یک لکه‌ ننگ دائمی، اما

فرزند عشق بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری

دنیای تنها را نمی بینی

بر عرشه با امواج سرگرمی

پارو زدنها را نمی بینی

ای استوایی زن! تنت آتش

سرمای دنیا را نمی فهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است

درماندگی ها را نمی فهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی

من هم همینجایم، ولی دورم

تو اختیار زندگی داری

من زندگی را سخت مجبورم

درماندگی یعنی که: فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رختخواب دیگری داری...

آخر چرا با عشق سر کردی

محدوده را محدودتر کردی؟

از جان لاجانت چه می خواهی؟

از خط پایانت چه می خواهی؟

این درد انسان بودنت بس نیست؟

سر در گریبان بودنت بس نیست؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت؟

این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تو را بر تن سری باشد

یا عرضه‌ نان آوری باشد

گیرم تو را بر سر کلاهی هست

این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی

با قد خم دکان بچرخانی

پیری، اگر روی جوان داری

زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود، آبت نبود ای مرد؟!

با زخم ناسورت چه خواهی کرد؟

پیرم، دلم همسن رویم نیست

یک عمر در فرسودگی کم نیست

تندی نکن ای عشق کافر کیش!

خیزاب غم! گردابه تشویش!

من آیه های دفترت بودم

عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز می بینی؟

دیوانگان را ریز می بینی؟

عشق آن اگر باشد که می گویند

دلهای صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم

انسان فوق العاده می خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی: تو هم با عشق درگیری

حوّای من! آدم شدم وقتی

باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم

هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است، قلبی را

آتش بزن، درگیر داغش باش

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد

سرگرم نان و قلب و آتش باش

این مُرده ای را که پی اش بودی

شاید همین دور و برت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن

شاید "علی آذر"ت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست

او رفت و با خود برد یادم را

من مانده ام با بی کسی هایم

خب، دست کم گلدان و عطری هست

قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را

دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد، باز

عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را

من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها!

آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم

شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را

جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می آیم

باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی

با دست خود بستم دهانم را

من مرد شبهایت نخواهم شد

از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشک خود را، باز

مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک می میرد

کبرای من تصمیم می گیرد

تصمیم می گیرد که برخیزد

پایین و بالا را به هم ریزد

دارا بیفتد پای ساراها

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را

درهم بپیچانند دارا را

دارا نداری را نمی فهمد

ساعت شماری را نمی فهمد

دارا نمی فهمد که نان از عشق

سارا نمی فهمد، امان از عشق!

سارای سال اولی مرد است

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا! مال یک زن نیست

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوش ت کو؟

گیلاسهای پشت گوش ت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا! چه شد سارایمان گم شد

سارا و سیبش حرف مردم شد؟

تنها سپاس از عشق خودکار است

دنیا به شاعرها بدهکار است

دستان عشق از مثنوی کوتاه

چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی

لطفی ندارد مولوی باشی

استاد مولانا که خورشید است

هفت آسمان را هیچ می دیده ست

ما هم دهان را هیچ می گیریم

زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می ریزم

من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود؟ آبت نبود ای مرد؟!

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد...

(علیرضا آذر)

SMiL.ANTi666 _28_
رنگی ها برای خودم معنی دارند و .......
..................................................................
برای دانلود »»»»[url= http://s5.picofile.com/file/8115405668/%...ــــــــــ[/url]»»»»




(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۵۲ صبح، توسط PooRYa.)
۱۶-۲-۱۳۹۱ ۰۳:۴۱ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از نخست وزيرمجازي سپاس کرده اند.
محمدامين, PooRYa, SaReBaN, عبدالحسین(ع), moh3n557, حاج منصور, کوثر 313
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 2,037
تاریخ عضویت: مهر ۱۳۹۰
سپاس شده: 28022 در 2009 موضوع
سپاس کرده: 16927
اعتبار: :
وضعیت : آفلاین
جنسیت: خانم
ارسال: #11
RE: تاپيك مرجع دانلود سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت صوت و تصوير
İmage


سخنرانی  استاد رحیم پور ازغدی در مورد «مرد ، زن و آئین عشق ورزی»


 

دانلود با حجم 8 مگابایت


دانلود سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی درباره «دکتر علی شریعتی»

حجم فایل:
۳۲۶ مگابایت
رمز فايل زيپ: www.yas-co.netدانلود فايل تصويري با لينک مستقيم / قسمت اول / قسمت دوم / قسمت سوم / قسمت چهارم
دانلود فايل تصويري با لينک کمکي    / قسمت اول / قسمت دوم / قسمت سوم / قسمت چهارم


حجم فايل : ۵۸ مگابايت
دانلود فايل صوتي (کيفيت ۱۲۸) با لينک مستقيم / لينک کمکي
حجم فايل: ۱۴ مگابايت

دانلود فايل صوتي (کيفيت ۳۲) با لينک مستقيم / لينک کمکي

تذکر:
دوستان  عزیز ابتدا چهار قسمت را در یک فولدر دانلود کنید بعد برای خارج کردن  فایلها  از حالت فشرده باید نرم افزار WinRAR را بر روی کامپیوتر نصب کنید ،  دقت کنید که رمز فایل را حتما با حروف کوچک وارد کنید.


   

امضاي نخست وزيرمجازي :

«««حال دلم رو در امضام می گذارم
با تک تک کلماتش زندگی می کنم!!!»»»

SMiL.ANTi666 _28_


من ریزه کاری های بارانم

در سرنوشتی خیس می مانم

دیگر درونم یخ نمی بندی

بهمن ترین ماه زمستانم!

رفتی که من یخچال قطبی را

در آتش دوزخ برقصانم

رفتی که جای شال در سرما

چشم از گناهانت بپوشانم

ای چشمهای قهوه قاجاری!

بیرون بزن از قعر فنجانم

از آستینم نفت می ریزد

کبریت روشن کن، بسوزانم

از کوچه های چرک می آیم

در باز کن، سر در گریبانم

در باز کن ،شاید که بشناسی

نتهای دولاچنگ هذیانم

یک بی کجا درمانده از هر جا

سیلی خور ژنهای خودکامه

صندوق پُست پَست بی نامه

یک واقعاً در جهل علامه

یک واقعاً تر شکل بی شکلی

دندانه های سین احسانم

دندانه ام در قفل جا مانده

هر جور می خواهی، بچرخانم

سنگم که در پای تو افتادم

هر جا که می خواهی، بغلتانم

پشت سرت تابوت قایقهاست

سر بر نگردان روح عریانم!

خودکار جوهر مرده ‌ام یا نه؟

چون صندلی از چار پایانم

می خواهی آدم باش یا حوّا

کاری ندارم، من که حیوانم

یک مژه بر پلکم فرود آمد

یک میله از زندان من کم شد

تا کش بیاید ساعت رفتن

پل زیر پای رفتنم خم شد

بعد از تو هر آیینه ای دیدم

دیوار در ذهنم مجسم شد

از دودمان سدر و کافوری

با خنده از من دست می‌شوری

من سهمی از دنیا نمی خواهم

می خواستم، حالا نمی خواهم

این لاله‌ بدبخت را بردار

بر سنگ قبر دیگری بگذار

تنهایی ام را شیر خواهم داد

اوضاع را تغییر خواهم داد

اندامی از اندوه می سازم

با قوز پشتم کوه می سازم

باید که جلاد خودم باشم

تفریق اعداد خودم باشم

آن روزها پیراهنم بودی

یک روز کامل بر تنم بودی

از کوچه ام هرگاه می رفتی

با سایه‌ من راه می رفتی

ای کاش در پایت نمی افتاد

این بغض‌های لخت مادرزاد!

ای کاش باران سیر می ‌بارید

از دامنت انجیر می بارید!

در امتداد این شب نفتی

سقط جنونم کردی و رفتی

در واژه های زرد می میرم

در بعدازظهری سرد می میرم

باید کماکان مُرد، اما زیست

جز زندگی در مرگ راهی نیست

باید کماکان زیست، اما مُرد

با نیشخندی بغض خود را خورد

انسان فقط فوّاره ای تنهاست

فوّاره ها تُف های سر بالاست

من روزنی در جلد دیوارم

دیوار حتماً رو به آوارم

آواره یعنی دوستت دارم...

آوار کن بر من نبودت را

با "روت" نه  با فوت
 ویرانم

از لای آجر‌ها نگاهم کن

پروانه ای در مشت طوفانم

طوفان درختان را نخواهد برد

از ابر باران زا نترسانم

بو می کشم تنهایی خود را

در باجه‌ زرد خیابانم

هر عابری را کوزه می بینم

زیر لبم خیّام می خوانم

این شهر بعد از تو چه خواهد کرد

با پرسه های دور میدانم؟

یک لحظه بنشین برف لاکردار!

دارم برایت شعر می‌خوانم:

 

خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مرد عاشق خوب می میرد

از بس بدی دیدم، به خود گفتم:

باید کمی بد را بلد باشم

من شیر پاک از مادرم خوردم

دنیا مجابم کرد بد باشم

دنیا مجابم کرد بد باشم

من بهترین گاو زمین بودم

الان اگر مخلوق ملعونم

محبوب رب العالمین بودم

سگ مست دندان تیز چشمانش

از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد

هر کار می کردم سرانجامش

من وصله‌ ای ناجورتر بودم

یک لکه‌ ننگ دائمی، اما

فرزند عشق بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری

دنیای تنها را نمی بینی

بر عرشه با امواج سرگرمی

پارو زدنها را نمی بینی

ای استوایی زن! تنت آتش

سرمای دنیا را نمی فهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است

درماندگی ها را نمی فهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی

من هم همینجایم، ولی دورم

تو اختیار زندگی داری

من زندگی را سخت مجبورم

درماندگی یعنی که: فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رختخواب دیگری داری...

آخر چرا با عشق سر کردی

محدوده را محدودتر کردی؟

از جان لاجانت چه می خواهی؟

از خط پایانت چه می خواهی؟

این درد انسان بودنت بس نیست؟

سر در گریبان بودنت بس نیست؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت؟

این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تو را بر تن سری باشد

یا عرضه‌ نان آوری باشد

گیرم تو را بر سر کلاهی هست

این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی

با قد خم دکان بچرخانی

پیری، اگر روی جوان داری

زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود، آبت نبود ای مرد؟!

با زخم ناسورت چه خواهی کرد؟

پیرم، دلم همسن رویم نیست

یک عمر در فرسودگی کم نیست

تندی نکن ای عشق کافر کیش!

خیزاب غم! گردابه تشویش!

من آیه های دفترت بودم

عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز می بینی؟

دیوانگان را ریز می بینی؟

عشق آن اگر باشد که می گویند

دلهای صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم

انسان فوق العاده می خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی: تو هم با عشق درگیری

حوّای من! آدم شدم وقتی

باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم

هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است، قلبی را

آتش بزن، درگیر داغش باش

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد

سرگرم نان و قلب و آتش باش

این مُرده ای را که پی اش بودی

شاید همین دور و برت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن

شاید "علی آذر"ت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست

او رفت و با خود برد یادم را

من مانده ام با بی کسی هایم

خب، دست کم گلدان و عطری هست

قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را

دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد، باز

عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را

من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها!

آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم

شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را

جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می آیم

باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی

با دست خود بستم دهانم را

من مرد شبهایت نخواهم شد

از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشک خود را، باز

مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک می میرد

کبرای من تصمیم می گیرد

تصمیم می گیرد که برخیزد

پایین و بالا را به هم ریزد

دارا بیفتد پای ساراها

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را

درهم بپیچانند دارا را

دارا نداری را نمی فهمد

ساعت شماری را نمی فهمد

دارا نمی فهمد که نان از عشق

سارا نمی فهمد، امان از عشق!

سارای سال اولی مرد است

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا! مال یک زن نیست

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوش ت کو؟

گیلاسهای پشت گوش ت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا! چه شد سارایمان گم شد

سارا و سیبش حرف مردم شد؟

تنها سپاس از عشق خودکار است

دنیا به شاعرها بدهکار است

دستان عشق از مثنوی کوتاه

چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی

لطفی ندارد مولوی باشی

استاد مولانا که خورشید است

هفت آسمان را هیچ می دیده ست

ما هم دهان را هیچ می گیریم

زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می ریزم

من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود؟ آبت نبود ای مرد؟!

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد...

(علیرضا آذر)

SMiL.ANTi666 _28_
رنگی ها برای خودم معنی دارند و .......
..................................................................
برای دانلود »»»»[url= http://s5.picofile.com/file/8115405668/%...ــــــــــ[/url]»»»»




(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۵۶ صبح، توسط PooRYa.)
۱۶-۲-۱۳۹۱ ۰۶:۰۹ عصر
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از نخست وزيرمجازي سپاس کرده اند.
محمدامين, PooRYa, SaReBaN, عبدالحسین(ع), moh3n557, حاج منصور, کوثر 313
*
پروفایل شما
ارسال‌ها: 1,380
تاریخ عضویت: آبان ۱۳۹۰
سپاس شده: 9913 در 1368 موضوع
سپاس کرده: 6303
اعتبار: : 3402
وضعیت : آفلاین
جنسیت: آقا
ارسال: #12
Lightbulb آزادی
بسم الله الرحمن الرحیم



İmage

جمعه 15 سخنرانی از استاد رحیم پور ازغدی با موضوع آزادی


دانلود
یا علی
امضاي عبدالحسین(ع) :

دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد

وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت صفایی ندارد

دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب است و ویران بهایی ندارد

مرا در کمندت بیفکن که دیگر
گرفتار عشقت رهایی ندارد

خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا
شب قدر دیگر دعایی ندارد


(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۵-۵-۱۳۹۲ ۰۲:۵۷ صبح، توسط PooRYa.)
۲۹-۴-۱۳۹۱ ۰۷:۰۳ صبح
سایت
جستجو
سپاس
نقل قول
[-] 7 کاربر به دلیل این ارسال از عبدالحسین(ع) سپاس کرده اند.
محمدامين, PooRYa, SaReBaN, samsami.re, vahdat, خط شكن, salar.exe


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دانلود سخنرانی ها و برنامه های دکتر مجید شاه حسینی (‌پست مرجع ) sardar909 2 60 ۵-۵-۱۳۹۴ ۰۶:۵۴ عصر
آخرین ارسال: sardar909
  تاپيك ِ مرجع ِ تصويري و صوتي ِسخنراني حاج سعید قاسمی حاج عماد 27 8,302 ۲-۴-۱۳۹۴ ۱۲:۵۲ عصر
آخرین ارسال: mortozpasha
  تاپيک جامع سخنراني هاي استاد مرتضي مخملباف IranClips 9 2,203 ۳۰-۱۱-۱۳۹۳ ۱۱:۰۲ صبح
آخرین ارسال: IranClips
  سخنرانی های استاد فروغی مهدی مجید 0 319 ۱۵-۱۱-۱۳۹۳ ۰۲:۵۹ عصر
آخرین ارسال: مهدی مجید
  تاپيك تصويري و صوتي سخنراني استاد مهدي طائب نخست وزيرمجازي 9 11,841 ۱۹-۱۰-۱۳۹۳ ۰۳:۲۸ عصر
آخرین ارسال: motealle
  تاپیک مرجع دانلود سخنرانی های استاد محمد شجاعی ELaHeH 19 2,370 ۲۵-۵-۱۳۹۳ ۰۹:۵۱ عصر
آخرین ارسال: ELaHeH
  معرفي استاد مرتضي مخملباف کارشناس ارشد علوم قرآني IranClips 2 1,521 ۲۵-۱۰-۱۳۹۲ ۰۴:۲۷ عصر
آخرین ارسال: SaBeQoN
  سخنراني تکان دهنده استاد دارستاني در مورد حقوق والدين IranClips 0 2,571 ۱۱-۱۰-۱۳۹۲ ۰۳:۵۵ عصر
آخرین ارسال: IranClips

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

Powered by MyBB, Persian Lang by : MybbIran, طراحی و توسعه : Masoomi