<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان - تمامی انجمن ها]]></title>
		<link>http://anti666.ir/forum/</link>
		<description><![CDATA[WwW.ANTi666.iR تالار گفتمان - http://anti666.ir/forum]]></description>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 21:14:42 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[بازی فلش سقوط شاهین نجسی!(اخره خندست دانلود کنین)]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10495</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 20:02:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10495</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;">بازی فلش سقوط شاهین نجسی!(اخره خندست دانلود کنین)<br />
<a href="http://yamahdi313.com/georgerag.swf" target="_blank">http://yamahdi313.com/georgerag.swf</a><br />
<br />
<br />
</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: medium;">بازی فلش سقوط شاهین نجسی!(اخره خندست دانلود کنین)<br />
<a href="http://yamahdi313.com/georgerag.swf" target="_blank">http://yamahdi313.com/georgerag.swf</a><br />
<br />
<br />
</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اثبات مذهب شیعه با علم دقیق اعداد]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10494</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 19:28:05 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10494</guid>
			<description><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/05/ya_hasan_mojtaba_by_ashtiani256.jpg" border="0" alt="[تصویر: ya_hasan_mojtaba_by_ashtiani256.jpg]" /><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">
به نوشته <span style="font-weight: bold;">ظهور۱۲</span> به نقل از وبلاگ <a href="http://jahadeslami.samenblog.com/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF/" target="_blank">حقیقت یاب</a> »</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">نمی دانم تا چه حد در مورد علم اعداد و  علم جفر اطلاعات دارید. علم جفر آن طور که روایات آورده اند علمی منسوب به  امام اول شیعیان علی بن ابیطالب است، و در واژه شناسی یعنی پوست بزغاله ای  که ججیم است و می تواند چیزهای زیادی را در خود جای دهد. اما علم اعداد  مقدمات این علم است. و اشتباه بیشتر مولفین و محقیقین این رشته این می باشد  که این دو علم را یکی می دانستند، در صورتی که بسیار با هم تفوت دارند در  قیاس مثل این می ماند که شما یادگیری حروف الفبا را با حل مسائل انتکرال  یکی بدانید، در صورتی که اینها دو مقوله جدا از هم است. در این برنامه قصد  نداریم علم اعداد یا جفر را به شما آموزش دهیم اما برای این که شما به  واقعیات باشکوهی برسید نیاز هست کمی در مورد این علوم توضیح دهیم. کار را  با یه سوال شروع می کنیم که کاربرد علم جفر چیست؟ علم جفر برای به دست  آوردن مجهولات (پاسخ) از روی کلمات جمله سوال بعلاوه یک سری اطلاعات در  مورد زمان سوال و اسمائی از خداوند که با سوال ارتباط دارند. اما برای  یادگیری این علم اول باید علم حروف را یاد گرفت، که بسیار ساده می باشد.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">علم حروف علمی است که کلمات و اسما را با  قواعد حروفی و علم اعداد تفسیر می کند، و می تواند پرده از رازهای کلمات  الهی بر دارد. در واقع همان طور که در این جدول می بینید، در زبان عربی ما  ۲۸ حرف داریم که هر کدام دارای عدد خاصی هستند و به آن ها ابجد می گویند. و  همان طور که می دانید ما حروف گ چ پ ژ یعنی گچ پز را در عربی نداریم.<br />
<br />
 هر کدام از این حروف دارای عدد و عنصر خاص و یک فرشته موکل هستند. در واقع  عدد ابجد حرف الف ۱ و عنصر آن آتش و موکل آن فرشته خداوند حضرت اسرافیل می  باشد یا عدد حرف ت ۴۰۰ دارای عنصر بادی و موکل آن حضرت غورائیل است. <br />
<br />
حرف  سین به ابجد ۶۰ دارای عنصر آبی و موکل آن حضرت همواکیل است و یا اگر  بخواهیم عنصر خاکی هم مثال بزنیم حرف ذال ابجد آن ۱۰۰۰ است و موکل آن فرشته  خداوند حضرت لوخائیل است. برای به دست اوردن عنصر هر حرف آن هارا ۴ تا ۴تا  اولی آتش دومی باد سومی اب وچهارمی خاکی جدا می کنیم. حروف آتشی«اهطمفشد»  است و حروف هوائی«بوینصتض»و حروف‏ آبی«جز کسقثظ»و حروف خاکی «دحلعر خغ». با  استفاده سطحی این علم نیز دست آوردهای قشنگی از جمله اثبات امامات و ولایت  الهی حضرت ابوریحانتین علی (ع) رسید.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
این ۲۸ حروف ابجد دارای اعدا ظاهر و باطن  هستند برای به دست اوردن عدد باطن حروف باید آن را به صورت مکتوبی بنویسیم.  برای این کار باید بدانید این ۲۸ حرف به سه دسته تقسیم می شود. حروف  مکتوبی که دو حرفی بود مثل با و تا و غیره که به الف مکتوب می شوند و  مجموعا دوازده حرف هستند، حروف ملفوظی که سه حرفی بود که آخرش مانند حرف  اول نباشد مثل جیم و دال و غیره‏ و مجموع آن سیزده حرف است. و حروف مسروری  که سه حرفی است ولی حرف آخرش حرف اول است مثل‏ میم و نون و واو که سه حرف  بیشتر نیست. اما این جا برای پرده برداری از رازهای یکی از آیه های قرآن  نیاز است ببینیم باطن حروف چگونه به دست می آید. برای به دست آوردن باطن  حروف باید آن را به صورت مکتوبی بنویسیم، خود آن حرف را که به آن زبر می  گویند را حذف کرده و ابجد حروف باقی مانده که به آن بینات می گویند را به  دست بیاوریم. به عنوان مثال برای به دست آوردن عدد باطن حرف الف آن را به  صورت مکتوبی می نویسیم ا ل ف که الف آن حذف شود ل و ف بینات آن باقی می  ماند و جمع ل ۳۰ + ف ۸۰ = برابر است با ۱۱۰ یا در حرف با ب حذف می شود و  باطن با می شود ۱ . یا در حرف جیم ج حذف می گردد و ی و م با قی می ماند که  جمع آن ج ۳ + م ۴۰ می شود ۴۳</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
اما مهمی را که قصد داریم در این جا افشا  کنیم، راز آیه تطهیر ارتباط مستقیم آن با ۱۴ معصوم می باشد. همان طور که  ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی رازی (از علمای نیمه دوم قرن چهارم)  در کتاب کفایه اثر خود حدیثی را از امام عالم و دانشمند جهان اسلام حضرت  جعفر صادق (ع) از پدر بزگوارش امام محمد باقر روایتی را از جابر بن عبدالله  انصاری نقل می کند: جابر گوید من در اتاق ام سلمه (همسر پیامبر) نزد رسول  اللّه‏ بودم که خداوند این آیه را نازل فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللّه‏ُ  لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ  تَطْهیراً؛ همانا خداوند مى‏خواهد از شما اهل بیت پلیدى را بزداید و شما را  پاکیزه و مطهّر گرداند.» در این هنگام رسول اللّه‏، حسن و حسین و فاطمه را  فرا خواند جلوى خود نشاند، على را فرا خواند و پشت سر خود نشاند و گفت:  خداوند! اینان اهل بیت منند پلیدى را از آنان دور دار و آنان را پاکیزه  گردان. ام سلمه که شاهد صحنه بود پرسید: اى رسول خدا! آیا من هم با آنانم؟  پیامبر پاسخ داد: تو به راه خیر هستى. جابر گوید من گفتم: اى پیامبر خدا!  خداوند این خاندان پاکیزه و ذریّه مبارک را حرمت و اکرام کرد که پلیدى را  از آنان دور ساخت. فرمود: اى جابر! زیرا آنان خاندان من و از گوشت و خون من  هستند، برادرم على بزرگ اوصیا، دو پسرم (حسن و حسین) بهترین نوادگانِ  (پیامبران)، و دخترم فاطمه بزرگ بانوان است، و مهدى از ماست. جابر گوید  پرسیدم: اى رسول خدا! مهدى کیست؟ امامان بعد از من از نسل حسین هستند.  نُهمین آنان قائم است که سراسر زمین را از عدالت پر کند، و بر تأویل قرآن  قتال کند چنان که من بر تنزیل آن قتال کردم. اما اگر بخواهیم این سند را  علمی بررسی کنیم باید از علم اعداد و حروف استفاده کنیم. <br />
اگر ابجد این آیه  یعنی «إِنَّما یُریدُ اللّه‏ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ  الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ را به دست بیاوریم و ابجد نام های  ۱۴ معصوم یا به این ترتیب ( ۱- محمد ۲- علی ۳- فاطه ۴- الحسن ۵- الحسین ۶-  زین العابدین ۷- الباقر ۸- جعفر ۹- موسی ۱۰- علی ۱۱- التقی ۱۲- النقی ۱۳-  الحسن ۱۴- القائم المهدی الهادی) و یا به این صورت (۱- احمد ۲- علی مرتضی  ۳- زهرا ۴- حسن ۵- حسین ۶- علی ۷- محمد ۸- جعفر ۹- موسی ۱۰- علی ۱۱- محمد  ۱۲- علی ۱۳- حسن ۱۴- مهدی) را بنویسم. همان طور که در این جدول می بینید  ابجد آیه برابر است با ۲۹۹۷ و ابجد نام های ۱۴معصوم نیز می شود ۲۹۹۷ .</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><img class="postimage" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/05/47975.jpg" border="0" alt="[تصویر: 47975.jpg]" /></div><div style="text-align: JUSTIFY;">و نکته مهم تر که ولایت حضرت امیرالمومنین  را به درستی اثبات می کند این است که جمع بینات یا همان باطن آیه با جمع  بینات (باطن) اسما اهل بیت برابر می باشد. که می شود = ۱۷۰۰ و در این جا  است که پی به حکمت کلام گوهربار حضرت علی(ع) میبریم که فرمود کتاب نورانی  قرآن دارای ۷بطن است که هر بطن آن ۷۰ بطن دارد.</div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-style: italic;">وَ نُنزِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-style: italic;">قرآن را نازل میکنیم که شفا و رحمت براى مؤمنان است</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/05/ya_hasan_mojtaba_by_ashtiani256.jpg" border="0" alt="[تصویر: ya_hasan_mojtaba_by_ashtiani256.jpg]" /><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">
به نوشته <span style="font-weight: bold;">ظهور۱۲</span> به نقل از وبلاگ <a href="http://jahadeslami.samenblog.com/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF/" target="_blank">حقیقت یاب</a> »</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">نمی دانم تا چه حد در مورد علم اعداد و  علم جفر اطلاعات دارید. علم جفر آن طور که روایات آورده اند علمی منسوب به  امام اول شیعیان علی بن ابیطالب است، و در واژه شناسی یعنی پوست بزغاله ای  که ججیم است و می تواند چیزهای زیادی را در خود جای دهد. اما علم اعداد  مقدمات این علم است. و اشتباه بیشتر مولفین و محقیقین این رشته این می باشد  که این دو علم را یکی می دانستند، در صورتی که بسیار با هم تفوت دارند در  قیاس مثل این می ماند که شما یادگیری حروف الفبا را با حل مسائل انتکرال  یکی بدانید، در صورتی که اینها دو مقوله جدا از هم است. در این برنامه قصد  نداریم علم اعداد یا جفر را به شما آموزش دهیم اما برای این که شما به  واقعیات باشکوهی برسید نیاز هست کمی در مورد این علوم توضیح دهیم. کار را  با یه سوال شروع می کنیم که کاربرد علم جفر چیست؟ علم جفر برای به دست  آوردن مجهولات (پاسخ) از روی کلمات جمله سوال بعلاوه یک سری اطلاعات در  مورد زمان سوال و اسمائی از خداوند که با سوال ارتباط دارند. اما برای  یادگیری این علم اول باید علم حروف را یاد گرفت، که بسیار ساده می باشد.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">علم حروف علمی است که کلمات و اسما را با  قواعد حروفی و علم اعداد تفسیر می کند، و می تواند پرده از رازهای کلمات  الهی بر دارد. در واقع همان طور که در این جدول می بینید، در زبان عربی ما  ۲۸ حرف داریم که هر کدام دارای عدد خاصی هستند و به آن ها ابجد می گویند. و  همان طور که می دانید ما حروف گ چ پ ژ یعنی گچ پز را در عربی نداریم.<br />
<br />
 هر کدام از این حروف دارای عدد و عنصر خاص و یک فرشته موکل هستند. در واقع  عدد ابجد حرف الف ۱ و عنصر آن آتش و موکل آن فرشته خداوند حضرت اسرافیل می  باشد یا عدد حرف ت ۴۰۰ دارای عنصر بادی و موکل آن حضرت غورائیل است. <br />
<br />
حرف  سین به ابجد ۶۰ دارای عنصر آبی و موکل آن حضرت همواکیل است و یا اگر  بخواهیم عنصر خاکی هم مثال بزنیم حرف ذال ابجد آن ۱۰۰۰ است و موکل آن فرشته  خداوند حضرت لوخائیل است. برای به دست اوردن عنصر هر حرف آن هارا ۴ تا ۴تا  اولی آتش دومی باد سومی اب وچهارمی خاکی جدا می کنیم. حروف آتشی«اهطمفشد»  است و حروف هوائی«بوینصتض»و حروف‏ آبی«جز کسقثظ»و حروف خاکی «دحلعر خغ». با  استفاده سطحی این علم نیز دست آوردهای قشنگی از جمله اثبات امامات و ولایت  الهی حضرت ابوریحانتین علی (ع) رسید.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
این ۲۸ حروف ابجد دارای اعدا ظاهر و باطن  هستند برای به دست اوردن عدد باطن حروف باید آن را به صورت مکتوبی بنویسیم.  برای این کار باید بدانید این ۲۸ حرف به سه دسته تقسیم می شود. حروف  مکتوبی که دو حرفی بود مثل با و تا و غیره که به الف مکتوب می شوند و  مجموعا دوازده حرف هستند، حروف ملفوظی که سه حرفی بود که آخرش مانند حرف  اول نباشد مثل جیم و دال و غیره‏ و مجموع آن سیزده حرف است. و حروف مسروری  که سه حرفی است ولی حرف آخرش حرف اول است مثل‏ میم و نون و واو که سه حرف  بیشتر نیست. اما این جا برای پرده برداری از رازهای یکی از آیه های قرآن  نیاز است ببینیم باطن حروف چگونه به دست می آید. برای به دست آوردن باطن  حروف باید آن را به صورت مکتوبی بنویسیم، خود آن حرف را که به آن زبر می  گویند را حذف کرده و ابجد حروف باقی مانده که به آن بینات می گویند را به  دست بیاوریم. به عنوان مثال برای به دست آوردن عدد باطن حرف الف آن را به  صورت مکتوبی می نویسیم ا ل ف که الف آن حذف شود ل و ف بینات آن باقی می  ماند و جمع ل ۳۰ + ف ۸۰ = برابر است با ۱۱۰ یا در حرف با ب حذف می شود و  باطن با می شود ۱ . یا در حرف جیم ج حذف می گردد و ی و م با قی می ماند که  جمع آن ج ۳ + م ۴۰ می شود ۴۳</div> <div style="text-align: JUSTIFY;">
اما مهمی را که قصد داریم در این جا افشا  کنیم، راز آیه تطهیر ارتباط مستقیم آن با ۱۴ معصوم می باشد. همان طور که  ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی رازی (از علمای نیمه دوم قرن چهارم)  در کتاب کفایه اثر خود حدیثی را از امام عالم و دانشمند جهان اسلام حضرت  جعفر صادق (ع) از پدر بزگوارش امام محمد باقر روایتی را از جابر بن عبدالله  انصاری نقل می کند: جابر گوید من در اتاق ام سلمه (همسر پیامبر) نزد رسول  اللّه‏ بودم که خداوند این آیه را نازل فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللّه‏ُ  لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ  تَطْهیراً؛ همانا خداوند مى‏خواهد از شما اهل بیت پلیدى را بزداید و شما را  پاکیزه و مطهّر گرداند.» در این هنگام رسول اللّه‏، حسن و حسین و فاطمه را  فرا خواند جلوى خود نشاند، على را فرا خواند و پشت سر خود نشاند و گفت:  خداوند! اینان اهل بیت منند پلیدى را از آنان دور دار و آنان را پاکیزه  گردان. ام سلمه که شاهد صحنه بود پرسید: اى رسول خدا! آیا من هم با آنانم؟  پیامبر پاسخ داد: تو به راه خیر هستى. جابر گوید من گفتم: اى پیامبر خدا!  خداوند این خاندان پاکیزه و ذریّه مبارک را حرمت و اکرام کرد که پلیدى را  از آنان دور ساخت. فرمود: اى جابر! زیرا آنان خاندان من و از گوشت و خون من  هستند، برادرم على بزرگ اوصیا، دو پسرم (حسن و حسین) بهترین نوادگانِ  (پیامبران)، و دخترم فاطمه بزرگ بانوان است، و مهدى از ماست. جابر گوید  پرسیدم: اى رسول خدا! مهدى کیست؟ امامان بعد از من از نسل حسین هستند.  نُهمین آنان قائم است که سراسر زمین را از عدالت پر کند، و بر تأویل قرآن  قتال کند چنان که من بر تنزیل آن قتال کردم. اما اگر بخواهیم این سند را  علمی بررسی کنیم باید از علم اعداد و حروف استفاده کنیم. <br />
اگر ابجد این آیه  یعنی «إِنَّما یُریدُ اللّه‏ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ  الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ را به دست بیاوریم و ابجد نام های  ۱۴ معصوم یا به این ترتیب ( ۱- محمد ۲- علی ۳- فاطه ۴- الحسن ۵- الحسین ۶-  زین العابدین ۷- الباقر ۸- جعفر ۹- موسی ۱۰- علی ۱۱- التقی ۱۲- النقی ۱۳-  الحسن ۱۴- القائم المهدی الهادی) و یا به این صورت (۱- احمد ۲- علی مرتضی  ۳- زهرا ۴- حسن ۵- حسین ۶- علی ۷- محمد ۸- جعفر ۹- موسی ۱۰- علی ۱۱- محمد  ۱۲- علی ۱۳- حسن ۱۴- مهدی) را بنویسم. همان طور که در این جدول می بینید  ابجد آیه برابر است با ۲۹۹۷ و ابجد نام های ۱۴معصوم نیز می شود ۲۹۹۷ .</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><img class="postimage" src="http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/05/47975.jpg" border="0" alt="[تصویر: 47975.jpg]" /></div><div style="text-align: JUSTIFY;">و نکته مهم تر که ولایت حضرت امیرالمومنین  را به درستی اثبات می کند این است که جمع بینات یا همان باطن آیه با جمع  بینات (باطن) اسما اهل بیت برابر می باشد. که می شود = ۱۷۰۰ و در این جا  است که پی به حکمت کلام گوهربار حضرت علی(ع) میبریم که فرمود کتاب نورانی  قرآن دارای ۷بطن است که هر بطن آن ۷۰ بطن دارد.</div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-style: italic;">وَ نُنزِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ</span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-style: italic;">قرآن را نازل میکنیم که شفا و رحمت براى مؤمنان است</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[«هادی النفوس»]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10493</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 19:26:47 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10493</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">«هادی النفوس»</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">جز درد و غصه سینه ما را مجیب نیست/ زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">خاکم به سر به حضرت هادی چه کرده اند/ دشنام بر سلاله ی زهرا عجیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از سامرا صدای تو بر گوش می رسد/ اینها جزای کشته شیب الخضیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">آقا! دلت شکسته ز تیغ زبان خصم/ غصه نخور توقعی از نانجیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ای یوسف شکسته دل من حلال کن/ در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">غافل شدیم از تو و از روزگار تو/ ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما زنده ایم و قلب شما را شرر زدند/ بر سینه ی تو آتشی از پشت در زدند</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">این دشمنان که زخم شما را نمک زدند/ دیروز، کوچه، مادرتان را…</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">اینان که این چنین دلتان را شکسته اند/ در شام روی نیزه سری را شکسته اند</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">این دست ها که قلب شما را دریده اند/ دیروز موی عمه تان را…</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">امروز جنگ و غفلت عالیجناب ها/ دیروز کوفه، زینب و بزم شراب ها</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">می ترسم از دو روئیه پشمینه پوش ها/ از چشم های خیره ی برده فروش ها</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">برگرد ذوالفقار علی گاه عاشقی است/ قرآن بخوان، به دست کسی خیزران که نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روضه بخوان فدای دو تا نرگس ترت/ از قتلگاه و خنجر و از داغ مادرت</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روضه بخوان برای گدایان محفلت/ روضه بخوان کمی که سبک می شود دلت</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از چه به روی نوکر خود چشم بسته ای/ کنجی غریب دست به زانو نشسته ای</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما کیستیم؟ تشنه جام شهادتیم/ جان بر کف ایستاده مطیع ولایتیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما چشم بر دهان شما مست طاعتیم/ ابناء حیدریم و سرا پای غیرتیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">کافی است اینکه پیر خراسان امان دهد/ با اذن تان اشارت ابرو نشان دهد</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما سینه را به امر شما چاک می کنیم/ ما هر چه دشمن است، در خاک می کنیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما مرده ایم مگر که سگی دم بر آورد/ اُو اُو کند و نام شما را بیاورد؟!</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روباه چشم بر دهن خوک دوخته/ ای بی حیای سگ صفت خود فروخته</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">مهدی اگر امان بدهد باده می زنیم/ بر گردن کثیف تو قلاده می زنیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">شیعه سر حرف خودش ایستاده است/ چیزی ز عمر نحس تو باقی نمانده است</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما باده نوش باده ی مینای کوثریم/ جان بر کفان خامنه ای پور حیدریم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از نسل فاو و فکه و خاک دوئیجی ام/ فریاد می زنم که… آری بسیجی ام<br />
<br />
</span><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: Impact;">شعر: محمد معاذ اللهی پور(کاتب)</span></span></span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">«هادی النفوس»</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">جز درد و غصه سینه ما را مجیب نیست/ زخمی به دل نشسته که هیچش طبیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">خاکم به سر به حضرت هادی چه کرده اند/ دشنام بر سلاله ی زهرا عجیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از سامرا صدای تو بر گوش می رسد/ اینها جزای کشته شیب الخضیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">آقا! دلت شکسته ز تیغ زبان خصم/ غصه نخور توقعی از نانجیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ای یوسف شکسته دل من حلال کن/ در ما اگر برای تو خیری نصیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">غافل شدیم از تو و از روزگار تو/ ور نه چنین جسور شدن در رقیب نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما زنده ایم و قلب شما را شرر زدند/ بر سینه ی تو آتشی از پشت در زدند</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">این دشمنان که زخم شما را نمک زدند/ دیروز، کوچه، مادرتان را…</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">اینان که این چنین دلتان را شکسته اند/ در شام روی نیزه سری را شکسته اند</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">این دست ها که قلب شما را دریده اند/ دیروز موی عمه تان را…</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">امروز جنگ و غفلت عالیجناب ها/ دیروز کوفه، زینب و بزم شراب ها</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">می ترسم از دو روئیه پشمینه پوش ها/ از چشم های خیره ی برده فروش ها</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">برگرد ذوالفقار علی گاه عاشقی است/ قرآن بخوان، به دست کسی خیزران که نیست</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روضه بخوان فدای دو تا نرگس ترت/ از قتلگاه و خنجر و از داغ مادرت</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روضه بخوان برای گدایان محفلت/ روضه بخوان کمی که سبک می شود دلت</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از چه به روی نوکر خود چشم بسته ای/ کنجی غریب دست به زانو نشسته ای</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما کیستیم؟ تشنه جام شهادتیم/ جان بر کف ایستاده مطیع ولایتیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما چشم بر دهان شما مست طاعتیم/ ابناء حیدریم و سرا پای غیرتیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">کافی است اینکه پیر خراسان امان دهد/ با اذن تان اشارت ابرو نشان دهد</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما سینه را به امر شما چاک می کنیم/ ما هر چه دشمن است، در خاک می کنیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما مرده ایم مگر که سگی دم بر آورد/ اُو اُو کند و نام شما را بیاورد؟!</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">روباه چشم بر دهن خوک دوخته/ ای بی حیای سگ صفت خود فروخته</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">مهدی اگر امان بدهد باده می زنیم/ بر گردن کثیف تو قلاده می زنیم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">شیعه سر حرف خودش ایستاده است/ چیزی ز عمر نحس تو باقی نمانده است</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">ما باده نوش باده ی مینای کوثریم/ جان بر کفان خامنه ای پور حیدریم</span></span></span></span></div> <div style="text-align: CENTER;"><span style="font-family: Impact;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #4b0082;"><span style="font-size: medium;">از نسل فاو و فکه و خاک دوئیجی ام/ فریاد می زنم که… آری بسیجی ام<br />
<br />
</span><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: Impact;">شعر: محمد معاذ اللهی پور(کاتب)</span></span></span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محمد مکری،جریان فراماسونری در ایران و میرحسین موسوی]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10492</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 19:25:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10492</guid>
			<description><![CDATA[اخیراً رضا گلپور، یکی از محققان در حوزه تاریخ معاصر، طی  تحقیقاتش به بخشی از نوشته‌های دکتر مکری در مورد جریان فراماسونری و بخشی  از زندگی میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد، برخورد کرده که میتواند برای  کارشناسان سیاسی حائز اهمیت باشد.<br />
<span style="font-weight: bold;">مقدمه:</span> <br />
<br />
دکتر  «محمد مُکری» متولد ۱۳۰۵ در کرمانشاه، نویسنده، شاعر، مورخ، محقق و  زبان‌شناس معاصر ایرانی، استاد دانشگاه سوربُن پاریس بود که در سال ۱۳۴۴ به  پاس سال‌ها خدمات علمی، موفق به اخذ جایزه و نشان علمی از فرهنگستان آثار  ملی فرانسه شد. وی مؤلف بیش از یکصد جلد کتاب و پژوهش‌نامه علمی و صدها  عنوان مقاله در زمینه‌های تخصصی علوم مختلف انسانی بوده است و از همکاران  علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه به حساب می‌آمد. او شدیداً به حضور و سیطره  فراماسون‌ها در نهادهای فرهنگی بعد از روی کارآمدن رضاشاه معترض بود و  افشاگری‌های زیادی را در این رابطه انجام داده بود و به همین خاطر به دلیل  فشار جریان‌های وابسته به فراماسونری مجبور شد ایران را به قصد فرانسه ترک  کند. کتاب‌های وی اغلب به دست خوانندگان داخل کشور نمی‌رسید و محافل  شوونیستی خارج از کشور نیز در نشریات و سایت‌های خود، او را بایکوت کرده  بودند. <br />
وی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تبعید به پاریس، در دانشگاه  سوربن مشغول به تدریس شد و پس از بیست و چهار سال مهاجرت اجباری، موفق به  اجاره هواپیمایی از ایرفرانس شد و در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ با حدود بیست  تن از اطرافیان «امام» و عده زیادی از خبرنگاران خارجی به تهران بازگشت. پس  از پیروزی انقلاب اسلامی وی به امر «امام» و پیشنهاد وزیر خارجه و خواست  رئیس دولت موقت و با توشیح و امضای «امام» به سِمَت نخستین سفیر کبیر دولت  جمهوری اسلامی در مسکو منصوب شد. <br />
مکری دو دهه آخر عمر خود را در پاریس  گذرانید و ضمن تدریس در دانشگاه سوربن پاریس، ریاست بخش تحقیقات زبان‌شناسی  این دانشگاه را نیز بر عهده داشت. وی از جمله محققانی بود که در زمینه  نفوذ جریان‌های فراماسونری در ایران تحقیق کرده و هشدار داده بود و به همین  خاطر، همواره مورد غضب عناصر وابسته به این جریان بود. اطلاعاتی که وی در  زمینه فعالیت‌های فراماسون‌ها در دوران پهلوی ارائه می‌دهد، همچون آثار  اسماعیل رائین، اطلاعات ناب و مفیدی برای شناخت این جریان وابسته به  صهیونیسم بین‌الملل است و می‌تواند زوایای پنهانی از جریان‌های فرهنگی -  سیاسی دوران پهلوی را آشکار سازد. <br />
اخیراً رضا گلپور، یکی از محققان در  حوزه تاریخ معاصر، طی تحقیقاتش به بخشی از نوشته‌های دکتر مکری در مورد  جریان فراماسونری و بخشی از زندگی میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد،  برخورد کرده که می‌تواند برای کارشناسان سیاسی حائز اهمیت باشد. گلپور در  این زمینه می‌نویسد: «جمع‌بندی اینجانب این است که مرحوم دکتر مکری از دهه  ۴۰ شمسی به دلیل دسترسی به اسناد محرمانه کتابخانه و مرکز اسناد کاخ الیزه و  نظایر آن، به اسناد و صورت‌جلسه‌های لُژهای فراماسونری دسترسی داشته و با  زیرکی تمام، قسمت‌های مهم آن‌ها را در پاره‌ای از مکتوبات فارسی منتشر  کرد.» <br />
اظهار نظر دقیق در مورد صحت و سقم اظهارات مرحوم دکتر مکری  نیازمند بررسی‌های بیشتری است که از حوصله این نوشتار خارج است؛ اما مرور  آن‌ها می‌تواند زمینه‌هایی را برای تحقیق و بررسی بیشتر کارشناسان و هادیان  سیاسی در این‌باره فراهم کند. <br />
نقل قول‌های زیر از کتاب دیوان استاد محمد مکری که توسط نشر زیگفرید - اوری، در پاریس و در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسیده، انتخاب شده است. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">جریان فراماسونری در ایران</span></span> <br />
<br />
...  آیا من جز دفاع از ستمدیدگان گناهی داشتم که قریب نیم قرن برای خفه کردن  صدای حق و کسی که در حفظ این مآثر می‌کوشد، تقی‌زاده‌ها و حکمت‌ها و  پادوهای «محفل» آن‌ها با توطئه و نیرنگ و شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی برای  آنکه مشتش باز نشود، آن‌همه خباثت‌ها مرتکب شوند و چراغ دانش و معرفت را در  ایران خاموش سازند. این پادوهای بوجار لنجان که به زنان مطرب و رامشگران  دوره‌گرد و سوزمانی‌ها و قره‌چی‌های قدیم بیشتر شباهت دارند تا به  انسان‌ها، در همه انقلابات و برگشتگی‌های سیاسی و اجتماعی جامه عوض کرده و  با بلوف، خود را در پچ پچ‌های بیخ گوشی و در محافل در بسته، آفریننده‌  انقلاب‌ها و رهبری‌ها و آورنده و برنده دولت‌ها و قدرت‌ها معرفی می‌کنند و  علیه هر فرد دانش‌دوست بی‌زور بی‌ثروت که زور او، ایمان او و ثروت او،  دانش‌دوستی و طلبگی او و عقل و احساس او در شناختن و کشف نیرنگ‌های آنان  است، توطئه و آشوب برپا کنند و نگذارند تکلیف این مملکت روشن شود و همیشه  با وقاحت و بی‌شرمی، خود را در همه احوال، ناظر و حاضر و طلبکار بدانند و  به ریش مردم و مسئولان بخندند و به داخل و خارج دروغ بگویند وحتی دانشمندان  خارجی و دوستداران ایران را سرگردان و حیران سازند ... <br />
دیر یا زود نسل  جوان و زیرک به کُنه دلال‌بازی‌ها و بداندیشی‌ها و بی‌مایگی‌های آن‌ها پی  خواهد بُرد و آن‌ها را بیشتر خواهند شناسانید؛ چنانکه مرحوم اسماعیل رائین  هم این کار را کرد و اگرچه عملش کامل نبود و ناتمام ماند، مع‌ذلک مفید بود و  از همان آغاز کار، او را تشویق کردم و موادی در اختیارش گذاشتم؛ ولی او  جاهای دیگر مدارک و اسناد گرانبهای بسیاری یافت که همه سودمند واقع شدند. <br />
مرحوم  اسماعیل رائین باز هم به جاهای حساس‌تر جرئت نکرد نزدیک شود و یا آگاهی  نیافت و هیچ‌گاه حتی یکی از گزارش‌های جلسات آن‌ها را (جز صورت حضور و غیاب  اعضای محافل آن‌ها) منتشر نکرد و از متدها و روش‌های آن‌ها بحث ممتعی  به‌عمل نیاورد. تا‌کنون کوشش من در به‌وجود آمدن راهی بوده است که  خوشبختانه بدان توفیق یافته‌ام و ادامه توطئه‌ها و خباثت‌های مجریان تسلیم  (چه قبل و چه بعد از انقلاب) زاده همین موفقیت‌ها و کوشش‌های پیگیر و  ناگسسته سال‌های ۱۳۲۰ تاکنون(۱۳۷۰) است که دشمنان فرهنگ ایران، واپسین نفس  قبل از مرگ خود را می‌کشند... <br />
اگر هم از نشر نوشته‌هایی که برای مردم  وطن خودم نوشته‌ام جلوگیری کنند، بالاخره روزی فرصتی پیدا خواهد شد یا در  زمان حیاتم و یا پس از مرگم، کل این آثار ناقابل ترجمه شود و انتشار یابد و  بدانند که من... در جهت‌یابی مطالعات علمی، خدمات ناچیز ولی پیگیرانه‌ای  انجام داده‌ام وآن دُرها را در پای خوکان نریخته‌ام و در بازی‌های آن‌ها  داخل نشده‌ام و در جشن‌های شاهنشاهی و کنگره‌های تبلیغاتی سلطنتی در تمام  عمرم شرکتی نکرده‌ام. در سراسر آثار و تحقیقات خود چنانکه بعضی از  دانشمندان نوشته‌اند، هرگز کوچک‌ترین ارجاع و مراجعه‌ای با آثار نویسندگان و  مؤلفان و قلم‌فروشان وابسته به مکتب سری نکرده‌‌ام و این عمل هم کار  ساده‌ای نبوده است. مع‌ذلک مطلبی هم از آن‌ها به نام خودم نقل نکرده‌ام ...  <br />
پس چه بگویم درباره ایرج افشار یزدی، پادو تقی‌زاده، سردمدار همه  تفتین‌ها و پاد این پادو یعنی باستانی پاریزی. (در آن زمان که هنوز در  تهران بودم؛ یعنی تا سال ۱۳۳۳ هنوز این آقای مبلغ اصلاحات ارضی و سپاه دانش  و کارمند مجله خواندنی‌های امیرانی از زیر بوته‌ها سر به‌در نیاورده بود  که با او دشمنی و کینه داشته باشم. او فعلاً به ندای فطرت و «جنسیت» خود به  «هم محفلی‌ها» و «همجنسان» خود کمک می‌کند؛ با آنکه هنوز در «صف نِعال»  کسانی است که دل و جان آنان به سمت معبود دیگری غیر از ایران است. در پایان  عمر هم قادر نیست تغییر جهت دهد و از دنیای دربسته و خیالی خود قدمی فراتر  نهد.) <br />
یا چه بگویم درباره آن بهایی‌زاده مازندرانی، آقای ع.ن که  به‌مناسبت احترام زایدالوصفم به مرحوم استاد علامه عباس اقبال که از نوادر  زمان ما بودند؛ قلمم از نوشتن باز می‌ماندی (سخن در پرده گفتم با حریفان)  که او هم دم در آورده است و به این دسته مبتذل‌نگار قائم به غیر پیوسته است  و مقدمه‌نویسی هم می‌کند و با القای سفسطه‌ها، نوشته‌های حقیر و دیگران را  هم به ربودن می‌دهد تا محملی برای خود بتراشد.... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">دو نمونه از روشنفکران فراماسون</span></span> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱- تقی‌زاده</span>:  در زمان ما سر دسته این گروه، سیدحسن تقی‌زاده بود. وی یکی از ایرانیان  خودفروخته‌ای بود که از همان صدر مشروطیت دری به عقب باز کرده و  آزادی‌خواهان را به دام می‌افکند و خود در همه دسته‌ها و احزاب جای پای خود  را برای توطئه باز می‌کرد. راهِ او راه میرزا ملکم‌خان ارمنی (ناظم‌الدوله  و «عقل کل»)؛ کلنل روسی میرزا فتحعلی آخوندف (مبلغ جدایی آذربایجان از  ایران و مانند ملکم و تقی‌زاده طرفدار تغییر خط فارسی به لاتین یا هر خط  دیگر جهت قطع رابطه ایرانیان و مسلمانان با هم و با گذشته درخشان خود و محو  کلیه آثار علمی و فرهنگی سیزده قرن تاریخ زنده بعد از اسلام و به فراموشی  سپردن همه آن‌ها ) برادران آقایوف‌ها (آقازاده‌های خوی عمال دم پایی روس و  انگلیس در آذربایجان و ایران) فروغی و جُز آن‌ها بود. <br />
خیانت‌هایی که  او(تقی‌زاده) در به باد دادن معادن و ذخایر زیرزمینی (از قبیل تجدید  قرارداد اسارت‌آور نفت در سال ۱۹۳۳(۱۳۱۳ ه.ش) که بعدها در مجلس شورا به  «آلت فعلی» خود اقرار کرد) در مقایسه با آسیب‌های فراوان دیگر او در جهت  اسارت فرهنگی و انحطاط و انحراف تمدن و معارف حقیقی و سوق دادن افکار به  جهت معینی که مورد نظر او و منطبق با نقشه‌های شیطنت‌آمیز او و مکتب سری  اوست، اندکی است از بسیار و قطره‌ای است از بحار و ذره‌ای است از خروار...  او بنیان‌گذار فوجی از دشمنان فرهنگ ایران و اسلام است که کار عمده آنان  مانند اسلاف ویرانگر خود، همسویی با برنامه‌های برنامه‌ریزان و طراحان  مکاتب سری ضدفرهنگی و کشتن استعدادها در نطفه‌ها و توطئه علیه کسانی است که  از آخور سیاسی آن‌ها تغذیه نشده‌اند و نیز از مأموریت‌های آن‌ها زشت کردن  زیبایان و زیبا کردن و وسمه کشیدن به ابروی سیاهکاران «هم‌محفلی» خود است  که دست آن‌ها را برای اجرای هر جنایتی باز گذارند و همچنین سوق دادن  مخلوقات خود و بی‌خبران به جلافت و بی‌بندوباری و ربودن آثار دیگران و  آن‌ها را در قالب‌های خود ریختن و کج کردن راه‌های مستقیم و راستین نیز از  امور تخصصی آن‌هاست ... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- خاندان افشار یزدی:</span>  پدر یکی از پادوهای تقی‌زاده دکتر(!) محمود افشار یزدی است و او همان کسی  است که با الهام از اهریمن جاده‌صاف‌کن رضاخان و از دوستان و مأموران  اردشیر جی پدر شاپور ریپورتر جی در دستگاه او در هند بود. در زمان طرح  تحمیل رضاخان بر مردم ایران وی در مجلات آن روزی (کاوه) می‌نوشت:ایرانیان  که فر کیان آرزو کنند / باید نخست کاوه خود جست‌وجو کنند <br />
... او هم  مانند پسرش ایرج، در وابستگی‌های عملی و لفظی گستاخ بود. پسر محترم او در  تمام دوران شاه و پادوی برای جشن‌های شاهنشاهی و «تقی‌زاده نویسی» و خط  دادن به ساواک و جعل اسناد به کمک ساواک و به همراهی دو تن از  «هم‌محفلی»‌های خود علیه بسیاری از دبیران و استادان و مردان وطن‌خواه  خودداری نکرد... پس از انقلاب هم چون نمی‌توانست با آن سوابق به روحانیون  نزدیک شود، برای آنکه بهانه‌ای بیابد و سوابق شاه‌پرستی و ماسونی و ساواکی و  پادوی خود را کم‌رنگ کند و با دوستان ما نزدیک شود، یک‌شبه طرفدار مصدق هم  شد... او ... با کمک عناصر هم‌محفل خود موجی از مغالطه و سفسطه و خیانت و  سرقت ادبی و خرابکاری را در امور انتشاراتی در سالیانی که برای دیگران  پرونده‌سازی می‌کرده است تا خود یکه‌تاز میدان شود، به راه انداخته است...  این است نمونه پرورش‌یافتگان محافل سری که در همه انقلابات و دگرگشتگی‌ها  با تعویض لباس و گریم و چهره‌آرایی جدید و زیرابرو برداشتن و چون آن بت  عیار هر لحظه به شکل و به‌رنگی درآمدن، وارد صحنه‌ها می‌شوند.. این گروه  مکتب سری همه استعدادها را کور می‌کنند و با خلق آدمک‌ها و ادبیات‌چی‌ها و  نیز عالِمِ قلابی‌تراشی‌ها به‌تدریج علمای واقعی را طرد و از گردونه بیرون  می‌رانند و با اشغال پایگاه‌های علمی از رشد و فرهنگ و علوم در ایران  جلوگیری می‌کنند... همه را پایین می‌کشند تا خود عقب‌مانده‌شان در بالا  قرار گیرند. جلوی دویدن دیگران را می‌گیرند در حالی که خود هم قادر به  دویدن و حتی راه رفتن صحیح نیستند. <br />
به طور خلاصه باید گفت که از زمان  میرزا صالح شیرازی و میرزا ملکم خان الی یومنا هذا که خوشبختانه دوران  رقاصی پادوهای تقی‌زاده به پایان رسیده است، همیشه به مردم دروغ گفته‌اند.  یک اقلیت از خود راضی و سبکسر با پیوند به سرنخ‌های برون‌مرزی، مجال رشد  فکری و فرهنگی را به دیگران نداده‌اند و خود نیز به جایی نرسیده‌اند... ما  مجال نیافتیم که خود را جمع‌وجور کنیم و کوشش‌های علمی چند قرن گذشته خود  را رها نکنیم. اگر هنوز هم چیزی مانده است، از تصدق سرِ فرهنگ اسلامی ماست  که هر چند بر آن کلنگ و تیشه زنند، استحکامات آن فرو نخواهد ریخت و به کلی  ویران نمی‌شود. <br />
برنامه‌های درازمدت موریانه‌وار آرام‌آرام و غیرمرئی  «محافل سری» به کار خود ادامه می‌دهند ولی آن طور نیست که هرچه بخواهند،  همان‌طور شود.خوشبختانه هنوز مردمی و جوانانی و عقلایی در گوشه و کنار وجود  دارند که از منبع این بی‌حاصلی‌های فرهنگی و وابستگی‌های طولانی اطلاع  داشته باشند و دُم خروس‌ها را که از جیب این پادوهای سرگردان وامانده و به  انتهای خط رسیده که همه مهره‌های سوخته استعمارند بیرون آمده است، مشاهده  کنند و در دام تلبیس‌ها نیفتند. دیر یا زود یک خانه‌تکانی فکری و فرهنگی به  دویست سال نیرنگ و معرکه‌گیری‌های شبه‌تنویری و روشنفکری معلولان مغزی  پایان خواهد داد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">آشنایی با امام، ماجراهای نوفل لوشاتو و پرواز انقلاب <br />
</span></span><br />
همین  که آیت‌الله‌العظمی خمینی از تبعید ترکیه به نجف اشرف آمد، به دیدنش رفتم و  پس از چندین بار ملاقات بسیار امیدوار شدم که دنباله رهاجویی‌ها از سر  گرفته خواهد شد و این چراغ فروزان افروخته خواهد ماند. در هنگام اقامت  ایشان هم در پاریس نظر به ارادت من و محبت معظم‌له، کارهای دانشگاهی را  موقتاً تعطیل کرده و تمام وقت ... در نوفل لوشاتو آنچه در استطاعت  [داشتم]... برای به ثمر رسیدن انقلاب انجام [دادم]... که تفصیل آن را در  جزوه‌ «خاطرات نوفل لوشاتو» نوشته‌ام. <br />
بنی‌صدر به‌ندرت روزها در آنجا  آفتابی می‌شد و بعضی شب‌ها دیروقت خدمت امام می‌رسید به‌طوری که دوستان  دیگر ما هیچ‌وقت در روز او را نمی‌دیدند و رابطه هم زیاد نبود. پس از  بیست‌وچهار سال مهاجرت و تبعید اجباری با همکاری قطب‌زاده (که مرحوم مهدی  عراقی را هم برای ترتیب امور مالی آن با خود بردیم ) به کمک دو تن از وکلای  فرانسوی پس از مأیوس شدن از موافقت هواپیمای سوئیس اِر که قبلاً شخصاً  اقدام کرده بودم، بالاخره هواپیمایی را از ایرفرانس اجاره کردیم و در تاریخ  ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ با «پرواز انقلاب» با قریب بیست تن از دوستان و یاران  آیت‌الله و عده زیادی از خبرنگاران و روزنامه‌نویسان خارجی به تهران آمدیم.  در درون هواپیما هنگامی که از فراز کشورهای اروپایی پرواز می‌کردیم، به  قسمت جایگاه خبرنگاران که چند نفر آنان را ترس برداشته بود و تصور می‌کردند  که ممکن است هواپیما را در هوا بزنند، به دستور امام، رفته و آن‌ها را  تقویت روحی کردم. فردای آن روز فیگارو و بعضی دیگر از جراید غربی مطالب مرا  در جراید خود منتشر کرده بودند. <br />
یکی از خبرنگاران از آیت‌الله سؤال  کرده بود در حالی که به تهران مراجعت می‌کنید، «چه احساسی دارید؟»  آیت‌الله‌العظمی که به روحیه ایشان آشنایی داشتم که نه در شادی‌ها و  پیروزی‌ها و نه در غم‌ها و شکست‌ها خود را نمی‌باخت، در پاسخ گفت: «هیچ»؛  یعنی من خود را گم نکرده‌ام و اظهار شادمانی هم برای پیروزی خود نمی‌کنم و  از خطرات احتمالی فرود آمدن هواپیما در تهران هم بیمی‌ ندارم. این بود  خلاصه پس و پیش و مفهوم سخن ایشان... ولی بعدها عده‌ای اشتباهاً این کلمه  را که در حکم یک جمله بود، به نوع دیگر تعبیر کردند که با حقیقت وفق  نمی‌داد. به نظر آن‌ها گویا مقصود این بوده است که من اهمیتی به ایران و  مردم نمی‌دهم؛ در صورتی که این تعبیر و تفسیر غریب و مغرضانه، خطای صرف و  اشتباه محض است و هیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که پس از آن‌همه خون جگر  خوردن‌ها و فعالیت‌ها کسی چنین مطلبی را ادا کند. <br />
من حتی اگر در حقانیت  و اصالت مردمی آن انقلاب تردید داشتم و نیز این کلمه را از زبان شخص دیگری  شنیده بودم که برای مقاصد دیگر به ایران می‌رفت، باز هم باور نمی‌کردم که  آن شخص علناً خود را نفی کند و بگوید که هیچ احساسی برای وطنم یا امتم  ندارم. گویا در آن موقع و بعدها این مطلب از طرف رسانه‌های گروهی توجیه نشد  و به مناسبت کثرت مطالب و موضوعات دیگر، درباره آن سکوت شد ... <br />
چون در  میان آنان که در معیت آیت‌الله‌العظمی با هواپیما به ایران مراجعت  می‌کردند، از لحاظ طول سال‌های مهاجرت و تبعید من قدیم‌تر و مقدم‌تر  بودم... و هواپیما را من اجاره کرده بودم، شخص امام و دیگران به من محبت  فراوان داشتند. آیت‌الله روزی در نجف به من اظهار کرده بودند که خیال  نمی‌کردم هنوز کسی باقی مانده باشد که زبان فارسی را به درستی و خوبی شما  بنویسد. بعد گفتند که کتا‌ب‌های شما را به کتابخانه نجف و کربلا ... دادم  ... آقای شهاب اشراقی ... با آنکه اهل مجامله و زبان‌بازی نبود، در نوفل  لوشاتو به اغلب دوستان گفته بود که فلانی استاد و شخصیت علمی جهانی و  دانشگاهی ماست؛ به‌خصوص آنکه قسمتی از مقالات و کتاب‌های علمی او درباره  اسلام که به زبان‌های خارجی نوشته است، شهرت دارد... آقای اشراقی می‌گفت  آیت‌الله گزارش‌های روزانه شما را در باب تفسیر اوضاع و سیاست جهانی و  اظهارنظر‌های سیاستمداران درباره جنبش ما با دقت و علاقه نگاه می‌اندازند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">پس از پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب نخستین سفیرکبیر ایران در مسکو</span></span> <br />
<br />
با  آنکه از آیت‌الله تقاضا کرده بودم که اینجانب را از کارهای اجرایی معاف  بدارد، مع‌ذلک به امر وی و پیشنهاد وزیر خارجه و خواست رئیس دولت موقت  به‌عنوان نخستین سفیر کبیر دولت جمهوری اسلامی در مسکو و کشور مغولستان  مأموریت یافتم و رهبر انقلاب هم حکم را توشیح و امضا کرد... نه‌تنها نخستین  سفیر ایران در مسکو بلکه نخستین سفیر منتخب انقلاب بودم. قریب سه سال هم  در آنجا ماندم که ماجراهای آن و شرح اقداماتم به تفصیل نگاشته شده است. جلد  اول ... در ۷۰۰ صفحه در سال ۱۳۶۲ در انتشارات امیرکبیر به طبع رسید. در  نتیجه اقدامات قریب به موفقیتی که در مورد استفاده از کل دریای خزر که جز  بخش اندکی از آن، بقیه عملاً نصیب دولت روسیه شده بود و من مصراً مشغول  استرداد آن و طالب بهره‌برداری کامل و عملی کشتیرانی ایران در بحر خزر شده  بودم و نیز به مناسبت بلاموضوع گذاشتن (و در حقیقت لغو) دو ماده از قرارداد  ۱۹۲۱ ایران و شوروی که به زیان ایران بود ... و همچنین به مناسبت تعطیل  قنسولگری یا خانه جاسوسی شوروی در رشت و جاهای دیگر و ده‌ها اقدام  وطن‌خواهانه و آگاهانه، روس‌ها علیه من به سم‌پاشی دست زدند و هنگامی که در  کرملین با حضور هیئت نمایندگی ایران (دکتر شریعتمداری، دکتر سروش و  جلال‌الدین فارسی) از مجهز و مسلح شدن عراقی‌ها به دست روس‌ها و عدم تعهدات  روس‌ها نسبت به ایران اظهار نارضایتی کردم، معاون برژنف و همراهان او به  من اعتراض کردند که شما تحت‌تأثیر تبلیغات سیاسی آمریکایید و این مطالبی که  می‌گویید، تکرار ساخته‌های آمریکا و دنیای غرب علیه ماست (که آقای فارسی  در پایان کتاب خود موسوم به «جامعه هشت طبقه تولید» چاپ کرده است.) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">میرحسین موسوی</span></span> <br />
<br />
این  امور سبب حسادت و تحریکات میرحسین موسوی، نخست‌وزیر نالایق ایران، شد که  در آن روزها تصور می‌کرد که من نخست‌وزیر خواهم شد و این خبر را یکی از  کارمندان بیت امام به او رسانده بود؛ در صورتی که من به فرزند امام خمینی  گفته بودم که نه‌تنها قصد پذیرفتن هیچ مسئولیتی را ندارم؛ بلکه به‌زودی هم  از سفارت استعفا می‌دهم که به کارهای علمی مورد علاقه خود بپردازم و سه بار  هم استعفا دادم و آیت‌الله قبول نفرمودند و گفتند: «نه بمانید.» <br />
دوباره  همان تحریکات همان تفتینات و همان صحنه‌سازی‌های قبل از انقلاب تجدید شد و  اگر در طول ۲۴ سال گذشته ناکسانی چون پادوهای تقی‌زاده که سانسورچی دستگاه  سلطنتی و محافل خود بودند، به شایعه‌پراکنی‌ها و پرونده‌سازی‌های ساواکی  می‌پرداختند، این‌بار جانوران خلق‌الساعه دیگری نظیر میرحسین‌ها ... بر عده  کفن دزدان نخستین افزوده گشته بودند و یک مرد عقده‌ای کم‌سواد (متظاهر به  مارکسیستی اسلامی و در باطن همه‌جا فروخته شده) که سرعملگی جهت آسفالت  خیابان‌ها هم برای او زیاد بود، از مرگ بهشتی و رجایی که لابد و به دلایلی  که در موقع خود خواهند گفت، بی‌دخالت نبوده است و گویی پشت در ایستاده و  منتظر این حوادث بود، استفاده کرد و نظیر هویدا که سیزده سال بر سر کار  ماند، او نیز هشت سال در ایران پر‌آشوب و جنگ‌زده با ریا و موش‌مردگی و  آب‌زیرکاهی و گردن‌کجی و چون مادرمردگان در آخر صف روحانیان، خدمتکارانه و  چاپلوسانه ایستادن باقی ماند و هر که یک سانتیمتر قدش از او بلندتر و یک  ذره شعور و سابقه و اخلاص در عمل و دانشش بیشتر بود، به نحوی از انحا، همه  درها و حتی در خانه و بیت امام خمینی را به روی او بست و با یک اکیپ امنیتی  ساواکی قدیم توده‌ای و متخصص در پرونده‌سازی ... آنانی را که احتمال  می‌داد یک‌روز رقیب او یا منشأ خدمتی شوند... نابود ساخت. هویدا اگر چه  خائن بود، مع‌ذلک سواد داشت؛ ولی این یکی جهالت و دنائت و خیانت را با هم  در وجود پرعقده‌اش سرشته و انباشته بودند. <br />
از قبل از انقلاب، ساواک  او(میرحسین موسوی) و همسرش را (خانم درباری زهره کاظمی[حداقل با نام‌های  مستعار زهرا رهنورد و زینب بروجردی]) همکار خانم لیلی امیر ارجمند و آماده  کننده دختران شایسته و ملکه‌های زیبایی در آب نمک گذاشته بود و توانست او  را به روحانیون قالب کند و زنش را به بیت امام بفرستد و با آن‌ها رفت‌وآمد  کند. این خانم محترمه با نوشتن شرح حال‌های کاذبانه‌ قلابی بی‌امضا و در  حقیقت به قلم خود در جراید که در شب انقلاب بر خود نام زهرا رهنورد نهاده  بود، شوهرش را به وزارت رسانید و تبدیل به یک شاعره سبک جدید (باشعر بی‌وزن  و بی‌قافیه و بی‌معنی در مورد او) گردید. <br />
«حسین رهجو» یا همان میرحسین  موسوی با جهالت و بی‌کفایتی و فرصت‌طلبی به مناسبت آنکه مرد حقیر و  وابسته‌ای بود، آن‌همه ظلم‌ها کرد و خانواده‌ها را پریشید و لابد کسانی که  آن روزها شاهد ماجراها بودند، روزی فرصت خواهند یافت که همه مشهودات خود را  منتشر کنند؛ چنانکه در زندان اوین مردان آگاه و فاضلی را دیدم که بدین امر  توجه کرده بودند. طومار «رهجویی و رهنوردی» درهم نوردیده شد ولی سایه‌ای  از بدبختی و ابتذال و جهالت و کذب به جای ماند و این، نتیجه سپردن کارهای  بزرگ به افراد کوچک است و همه دست‌اندرکاران معتقد بودند که این کار برای  میرحسین موسوی زیاد است و او ظرفیت و استعداد و آگاهی چنین کاری را ندارد.  میرحسین یک مرد مقاطعه‌چی پول‌جمع‌کن و مدیر شرکت مقاطعه‌کاری سمرقند و نیز  یک مؤسسه تجارتی دیگر به نام انتشارات قلم (منشعب از انجمن قلم درباریان  برای ایز به گربه گم کردن) آن‌هم با نام مستعار حسین رهجو بود. او فرزند یک  چای‌فروش است که بعدها چای‌های بازار را با تردستی و به‌نام کارشناس چای  در انحصار خود و یاران و شرکای خود قرار داد و به او لقب سلطان چای در  ایران دادند. او توانست به کمک همان محافل سری، خود را به روحانیون بچسباند  و در درون آن‌ها رخنه کند و منشأ آن همه خیانت‌ها شود ... و در پایان هم  جام زهر را به ولی‌نعمت خود (امام خمینی که قطعاً به او ایمانی هم نداشته  است) بنوشاند. <br />
دوباره کارخانه‌ها را{اشاره به صنایع سنگین}بستند و دکان  خرده‌فروشی باز کردند و خدا می‌داند که اگر روزی پرده از کارهای میرحسین  بردارند، چه حقایق تلخی روشن شود که روی شاه و همه نابکاران تاریخ را سپید  خواهد کرد... مسئولان فعلی (لطفاً در تاریخ نگارش متن که ۱۳۷۰ ه.ش است دقت  شود.) پس از اصلاح قوانین و حذف پست نخست‌وزیری توانستند این انگل را که  چون کَنه به میز نخست‌وزیری چسبانده شده بود، از جای بکنند و از سر خود وا  کنند. در نامه‌ای که به عنوان «میگ و میخ» درباره خیانت‌های او جهت اطلاع  آیت‌الله‌العظمی خمینی و فرزند او و سایر مسئولان فرستادم و نیز در  تلگرام‌هایی که راجع به سیاست غلط اقتصاد دولتی او که کپی از سیستم  کمونیست‌های شوروی بود، برای آن‌ها فرستادم، باعث شد که میرحسین به وسیله  تیم اراذل و اوباش خود در هنگامی که کاندیدای ریاست‌جمهوری (آن‌هم برای  ایجاد امکان بیان مظالم در تلویزیون و نه واقعاً ریاست‌جمهوری) شدم، مرا  تهدید به استعفا کند و چون پیشنهاد کاندیداتوری را پس نگرفتم، به اکیپ  امنیتی و اطلاعاتی خود در نخست‌وزیری مأموریت داده بود که مرا در حادثه  اتومبیل‌رانی نابود کنند. ماشین پیکانی که در آن سوار بودم، داغان و قطعه  قطعه شد ولی من جان به سلامت بردم و تنها یک هفته بستری شدم و چون نمردم،  بدون هیچ‌گونه علتی، پس از آنهمه خدمات مأموران میرحسین با چند کامیون پر  نفر به شهرک اکباتان برای دستگیریم آمدند که اگر مقاومتی شود تیراندازی هم  بکنند. یعنی یک قشون آورده بودند که پشه‌ای را اعدام کنند. ولی من هیچ  مقاومتی نکردم و مرا به زندان ویژه نخست‌وزیری بردند که نه ماه در آنجا با  شرایط غیرانسانی در زیر بند و شکنجه و ۲۳ ماه در زندان اوین (که جز شش ماه  آخر آن ۲۶ ماه در زندان اوین به‌سر بردم) نگه داشتند و در آخر هم نادم شدند  و پس از یک معذرت‌خواهی تشریفاتی آزادم کردند و کلیه حقوق سفارتم را هم تا  شاهی آخر پرداختند. پس از چند سال سرگردانی با تقاضای بازنشستگی و موافقت  وزارت خارجه و چندین ماه تلاش برای خروج از کشور به صورت قانونی و با  گذرنامه ملی خودم دوباره در سال ۱۳۶۷ به تبعیدگاه نخستین خود، به پاریس  برگشتم که قریب ۲۴ سال در آنجا به کار تحقیق و علم پرداخته بودم و مجدداً  به تحقیقات علمی سابق ادامه می‌دهم. <br />
آیت‌الله العظمی خمینی هم معلوم شد  که ... از زندانی شدن من اطلاعی نداشته است و به آقای احمد خمینی هم، صادق  خلخالی و میرحسین اطلاعات کاذبانه داده بودند... (بعدها با اطلاع‌رسانی به  امام) ...حجه‌الاسلام موسوی زنجانی و نماینده امام (حجه‌الاسلام انصاری که  ضمناً هم دوست میرحسین بود) به زندان روحانیت که در آنجا در بند بودم، به  عیادتم فرستاد و قول دادند که پوزش‌خواهی و جبران شود... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منبع: سایت بصیرت</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اخیراً رضا گلپور، یکی از محققان در حوزه تاریخ معاصر، طی  تحقیقاتش به بخشی از نوشته‌های دکتر مکری در مورد جریان فراماسونری و بخشی  از زندگی میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد، برخورد کرده که میتواند برای  کارشناسان سیاسی حائز اهمیت باشد.<br />
<span style="font-weight: bold;">مقدمه:</span> <br />
<br />
دکتر  «محمد مُکری» متولد ۱۳۰۵ در کرمانشاه، نویسنده، شاعر، مورخ، محقق و  زبان‌شناس معاصر ایرانی، استاد دانشگاه سوربُن پاریس بود که در سال ۱۳۴۴ به  پاس سال‌ها خدمات علمی، موفق به اخذ جایزه و نشان علمی از فرهنگستان آثار  ملی فرانسه شد. وی مؤلف بیش از یکصد جلد کتاب و پژوهش‌نامه علمی و صدها  عنوان مقاله در زمینه‌های تخصصی علوم مختلف انسانی بوده است و از همکاران  علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه به حساب می‌آمد. او شدیداً به حضور و سیطره  فراماسون‌ها در نهادهای فرهنگی بعد از روی کارآمدن رضاشاه معترض بود و  افشاگری‌های زیادی را در این رابطه انجام داده بود و به همین خاطر به دلیل  فشار جریان‌های وابسته به فراماسونری مجبور شد ایران را به قصد فرانسه ترک  کند. کتاب‌های وی اغلب به دست خوانندگان داخل کشور نمی‌رسید و محافل  شوونیستی خارج از کشور نیز در نشریات و سایت‌های خود، او را بایکوت کرده  بودند. <br />
وی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تبعید به پاریس، در دانشگاه  سوربن مشغول به تدریس شد و پس از بیست و چهار سال مهاجرت اجباری، موفق به  اجاره هواپیمایی از ایرفرانس شد و در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ با حدود بیست  تن از اطرافیان «امام» و عده زیادی از خبرنگاران خارجی به تهران بازگشت. پس  از پیروزی انقلاب اسلامی وی به امر «امام» و پیشنهاد وزیر خارجه و خواست  رئیس دولت موقت و با توشیح و امضای «امام» به سِمَت نخستین سفیر کبیر دولت  جمهوری اسلامی در مسکو منصوب شد. <br />
مکری دو دهه آخر عمر خود را در پاریس  گذرانید و ضمن تدریس در دانشگاه سوربن پاریس، ریاست بخش تحقیقات زبان‌شناسی  این دانشگاه را نیز بر عهده داشت. وی از جمله محققانی بود که در زمینه  نفوذ جریان‌های فراماسونری در ایران تحقیق کرده و هشدار داده بود و به همین  خاطر، همواره مورد غضب عناصر وابسته به این جریان بود. اطلاعاتی که وی در  زمینه فعالیت‌های فراماسون‌ها در دوران پهلوی ارائه می‌دهد، همچون آثار  اسماعیل رائین، اطلاعات ناب و مفیدی برای شناخت این جریان وابسته به  صهیونیسم بین‌الملل است و می‌تواند زوایای پنهانی از جریان‌های فرهنگی -  سیاسی دوران پهلوی را آشکار سازد. <br />
اخیراً رضا گلپور، یکی از محققان در  حوزه تاریخ معاصر، طی تحقیقاتش به بخشی از نوشته‌های دکتر مکری در مورد  جریان فراماسونری و بخشی از زندگی میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد،  برخورد کرده که می‌تواند برای کارشناسان سیاسی حائز اهمیت باشد. گلپور در  این زمینه می‌نویسد: «جمع‌بندی اینجانب این است که مرحوم دکتر مکری از دهه  ۴۰ شمسی به دلیل دسترسی به اسناد محرمانه کتابخانه و مرکز اسناد کاخ الیزه و  نظایر آن، به اسناد و صورت‌جلسه‌های لُژهای فراماسونری دسترسی داشته و با  زیرکی تمام، قسمت‌های مهم آن‌ها را در پاره‌ای از مکتوبات فارسی منتشر  کرد.» <br />
اظهار نظر دقیق در مورد صحت و سقم اظهارات مرحوم دکتر مکری  نیازمند بررسی‌های بیشتری است که از حوصله این نوشتار خارج است؛ اما مرور  آن‌ها می‌تواند زمینه‌هایی را برای تحقیق و بررسی بیشتر کارشناسان و هادیان  سیاسی در این‌باره فراهم کند. <br />
نقل قول‌های زیر از کتاب دیوان استاد محمد مکری که توسط نشر زیگفرید - اوری، در پاریس و در سال ۱۳۷۰ به چاپ رسیده، انتخاب شده است. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">جریان فراماسونری در ایران</span></span> <br />
<br />
...  آیا من جز دفاع از ستمدیدگان گناهی داشتم که قریب نیم قرن برای خفه کردن  صدای حق و کسی که در حفظ این مآثر می‌کوشد، تقی‌زاده‌ها و حکمت‌ها و  پادوهای «محفل» آن‌ها با توطئه و نیرنگ و شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی برای  آنکه مشتش باز نشود، آن‌همه خباثت‌ها مرتکب شوند و چراغ دانش و معرفت را در  ایران خاموش سازند. این پادوهای بوجار لنجان که به زنان مطرب و رامشگران  دوره‌گرد و سوزمانی‌ها و قره‌چی‌های قدیم بیشتر شباهت دارند تا به  انسان‌ها، در همه انقلابات و برگشتگی‌های سیاسی و اجتماعی جامه عوض کرده و  با بلوف، خود را در پچ پچ‌های بیخ گوشی و در محافل در بسته، آفریننده‌  انقلاب‌ها و رهبری‌ها و آورنده و برنده دولت‌ها و قدرت‌ها معرفی می‌کنند و  علیه هر فرد دانش‌دوست بی‌زور بی‌ثروت که زور او، ایمان او و ثروت او،  دانش‌دوستی و طلبگی او و عقل و احساس او در شناختن و کشف نیرنگ‌های آنان  است، توطئه و آشوب برپا کنند و نگذارند تکلیف این مملکت روشن شود و همیشه  با وقاحت و بی‌شرمی، خود را در همه احوال، ناظر و حاضر و طلبکار بدانند و  به ریش مردم و مسئولان بخندند و به داخل و خارج دروغ بگویند وحتی دانشمندان  خارجی و دوستداران ایران را سرگردان و حیران سازند ... <br />
دیر یا زود نسل  جوان و زیرک به کُنه دلال‌بازی‌ها و بداندیشی‌ها و بی‌مایگی‌های آن‌ها پی  خواهد بُرد و آن‌ها را بیشتر خواهند شناسانید؛ چنانکه مرحوم اسماعیل رائین  هم این کار را کرد و اگرچه عملش کامل نبود و ناتمام ماند، مع‌ذلک مفید بود و  از همان آغاز کار، او را تشویق کردم و موادی در اختیارش گذاشتم؛ ولی او  جاهای دیگر مدارک و اسناد گرانبهای بسیاری یافت که همه سودمند واقع شدند. <br />
مرحوم  اسماعیل رائین باز هم به جاهای حساس‌تر جرئت نکرد نزدیک شود و یا آگاهی  نیافت و هیچ‌گاه حتی یکی از گزارش‌های جلسات آن‌ها را (جز صورت حضور و غیاب  اعضای محافل آن‌ها) منتشر نکرد و از متدها و روش‌های آن‌ها بحث ممتعی  به‌عمل نیاورد. تا‌کنون کوشش من در به‌وجود آمدن راهی بوده است که  خوشبختانه بدان توفیق یافته‌ام و ادامه توطئه‌ها و خباثت‌های مجریان تسلیم  (چه قبل و چه بعد از انقلاب) زاده همین موفقیت‌ها و کوشش‌های پیگیر و  ناگسسته سال‌های ۱۳۲۰ تاکنون(۱۳۷۰) است که دشمنان فرهنگ ایران، واپسین نفس  قبل از مرگ خود را می‌کشند... <br />
اگر هم از نشر نوشته‌هایی که برای مردم  وطن خودم نوشته‌ام جلوگیری کنند، بالاخره روزی فرصتی پیدا خواهد شد یا در  زمان حیاتم و یا پس از مرگم، کل این آثار ناقابل ترجمه شود و انتشار یابد و  بدانند که من... در جهت‌یابی مطالعات علمی، خدمات ناچیز ولی پیگیرانه‌ای  انجام داده‌ام وآن دُرها را در پای خوکان نریخته‌ام و در بازی‌های آن‌ها  داخل نشده‌ام و در جشن‌های شاهنشاهی و کنگره‌های تبلیغاتی سلطنتی در تمام  عمرم شرکتی نکرده‌ام. در سراسر آثار و تحقیقات خود چنانکه بعضی از  دانشمندان نوشته‌اند، هرگز کوچک‌ترین ارجاع و مراجعه‌ای با آثار نویسندگان و  مؤلفان و قلم‌فروشان وابسته به مکتب سری نکرده‌‌ام و این عمل هم کار  ساده‌ای نبوده است. مع‌ذلک مطلبی هم از آن‌ها به نام خودم نقل نکرده‌ام ...  <br />
پس چه بگویم درباره ایرج افشار یزدی، پادو تقی‌زاده، سردمدار همه  تفتین‌ها و پاد این پادو یعنی باستانی پاریزی. (در آن زمان که هنوز در  تهران بودم؛ یعنی تا سال ۱۳۳۳ هنوز این آقای مبلغ اصلاحات ارضی و سپاه دانش  و کارمند مجله خواندنی‌های امیرانی از زیر بوته‌ها سر به‌در نیاورده بود  که با او دشمنی و کینه داشته باشم. او فعلاً به ندای فطرت و «جنسیت» خود به  «هم محفلی‌ها» و «همجنسان» خود کمک می‌کند؛ با آنکه هنوز در «صف نِعال»  کسانی است که دل و جان آنان به سمت معبود دیگری غیر از ایران است. در پایان  عمر هم قادر نیست تغییر جهت دهد و از دنیای دربسته و خیالی خود قدمی فراتر  نهد.) <br />
یا چه بگویم درباره آن بهایی‌زاده مازندرانی، آقای ع.ن که  به‌مناسبت احترام زایدالوصفم به مرحوم استاد علامه عباس اقبال که از نوادر  زمان ما بودند؛ قلمم از نوشتن باز می‌ماندی (سخن در پرده گفتم با حریفان)  که او هم دم در آورده است و به این دسته مبتذل‌نگار قائم به غیر پیوسته است  و مقدمه‌نویسی هم می‌کند و با القای سفسطه‌ها، نوشته‌های حقیر و دیگران را  هم به ربودن می‌دهد تا محملی برای خود بتراشد.... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">دو نمونه از روشنفکران فراماسون</span></span> <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۱- تقی‌زاده</span>:  در زمان ما سر دسته این گروه، سیدحسن تقی‌زاده بود. وی یکی از ایرانیان  خودفروخته‌ای بود که از همان صدر مشروطیت دری به عقب باز کرده و  آزادی‌خواهان را به دام می‌افکند و خود در همه دسته‌ها و احزاب جای پای خود  را برای توطئه باز می‌کرد. راهِ او راه میرزا ملکم‌خان ارمنی (ناظم‌الدوله  و «عقل کل»)؛ کلنل روسی میرزا فتحعلی آخوندف (مبلغ جدایی آذربایجان از  ایران و مانند ملکم و تقی‌زاده طرفدار تغییر خط فارسی به لاتین یا هر خط  دیگر جهت قطع رابطه ایرانیان و مسلمانان با هم و با گذشته درخشان خود و محو  کلیه آثار علمی و فرهنگی سیزده قرن تاریخ زنده بعد از اسلام و به فراموشی  سپردن همه آن‌ها ) برادران آقایوف‌ها (آقازاده‌های خوی عمال دم پایی روس و  انگلیس در آذربایجان و ایران) فروغی و جُز آن‌ها بود. <br />
خیانت‌هایی که  او(تقی‌زاده) در به باد دادن معادن و ذخایر زیرزمینی (از قبیل تجدید  قرارداد اسارت‌آور نفت در سال ۱۹۳۳(۱۳۱۳ ه.ش) که بعدها در مجلس شورا به  «آلت فعلی» خود اقرار کرد) در مقایسه با آسیب‌های فراوان دیگر او در جهت  اسارت فرهنگی و انحطاط و انحراف تمدن و معارف حقیقی و سوق دادن افکار به  جهت معینی که مورد نظر او و منطبق با نقشه‌های شیطنت‌آمیز او و مکتب سری  اوست، اندکی است از بسیار و قطره‌ای است از بحار و ذره‌ای است از خروار...  او بنیان‌گذار فوجی از دشمنان فرهنگ ایران و اسلام است که کار عمده آنان  مانند اسلاف ویرانگر خود، همسویی با برنامه‌های برنامه‌ریزان و طراحان  مکاتب سری ضدفرهنگی و کشتن استعدادها در نطفه‌ها و توطئه علیه کسانی است که  از آخور سیاسی آن‌ها تغذیه نشده‌اند و نیز از مأموریت‌های آن‌ها زشت کردن  زیبایان و زیبا کردن و وسمه کشیدن به ابروی سیاهکاران «هم‌محفلی» خود است  که دست آن‌ها را برای اجرای هر جنایتی باز گذارند و همچنین سوق دادن  مخلوقات خود و بی‌خبران به جلافت و بی‌بندوباری و ربودن آثار دیگران و  آن‌ها را در قالب‌های خود ریختن و کج کردن راه‌های مستقیم و راستین نیز از  امور تخصصی آن‌هاست ... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">۲- خاندان افشار یزدی:</span>  پدر یکی از پادوهای تقی‌زاده دکتر(!) محمود افشار یزدی است و او همان کسی  است که با الهام از اهریمن جاده‌صاف‌کن رضاخان و از دوستان و مأموران  اردشیر جی پدر شاپور ریپورتر جی در دستگاه او در هند بود. در زمان طرح  تحمیل رضاخان بر مردم ایران وی در مجلات آن روزی (کاوه) می‌نوشت:ایرانیان  که فر کیان آرزو کنند / باید نخست کاوه خود جست‌وجو کنند <br />
... او هم  مانند پسرش ایرج، در وابستگی‌های عملی و لفظی گستاخ بود. پسر محترم او در  تمام دوران شاه و پادوی برای جشن‌های شاهنشاهی و «تقی‌زاده نویسی» و خط  دادن به ساواک و جعل اسناد به کمک ساواک و به همراهی دو تن از  «هم‌محفلی»‌های خود علیه بسیاری از دبیران و استادان و مردان وطن‌خواه  خودداری نکرد... پس از انقلاب هم چون نمی‌توانست با آن سوابق به روحانیون  نزدیک شود، برای آنکه بهانه‌ای بیابد و سوابق شاه‌پرستی و ماسونی و ساواکی و  پادوی خود را کم‌رنگ کند و با دوستان ما نزدیک شود، یک‌شبه طرفدار مصدق هم  شد... او ... با کمک عناصر هم‌محفل خود موجی از مغالطه و سفسطه و خیانت و  سرقت ادبی و خرابکاری را در امور انتشاراتی در سالیانی که برای دیگران  پرونده‌سازی می‌کرده است تا خود یکه‌تاز میدان شود، به راه انداخته است...  این است نمونه پرورش‌یافتگان محافل سری که در همه انقلابات و دگرگشتگی‌ها  با تعویض لباس و گریم و چهره‌آرایی جدید و زیرابرو برداشتن و چون آن بت  عیار هر لحظه به شکل و به‌رنگی درآمدن، وارد صحنه‌ها می‌شوند.. این گروه  مکتب سری همه استعدادها را کور می‌کنند و با خلق آدمک‌ها و ادبیات‌چی‌ها و  نیز عالِمِ قلابی‌تراشی‌ها به‌تدریج علمای واقعی را طرد و از گردونه بیرون  می‌رانند و با اشغال پایگاه‌های علمی از رشد و فرهنگ و علوم در ایران  جلوگیری می‌کنند... همه را پایین می‌کشند تا خود عقب‌مانده‌شان در بالا  قرار گیرند. جلوی دویدن دیگران را می‌گیرند در حالی که خود هم قادر به  دویدن و حتی راه رفتن صحیح نیستند. <br />
به طور خلاصه باید گفت که از زمان  میرزا صالح شیرازی و میرزا ملکم خان الی یومنا هذا که خوشبختانه دوران  رقاصی پادوهای تقی‌زاده به پایان رسیده است، همیشه به مردم دروغ گفته‌اند.  یک اقلیت از خود راضی و سبکسر با پیوند به سرنخ‌های برون‌مرزی، مجال رشد  فکری و فرهنگی را به دیگران نداده‌اند و خود نیز به جایی نرسیده‌اند... ما  مجال نیافتیم که خود را جمع‌وجور کنیم و کوشش‌های علمی چند قرن گذشته خود  را رها نکنیم. اگر هنوز هم چیزی مانده است، از تصدق سرِ فرهنگ اسلامی ماست  که هر چند بر آن کلنگ و تیشه زنند، استحکامات آن فرو نخواهد ریخت و به کلی  ویران نمی‌شود. <br />
برنامه‌های درازمدت موریانه‌وار آرام‌آرام و غیرمرئی  «محافل سری» به کار خود ادامه می‌دهند ولی آن طور نیست که هرچه بخواهند،  همان‌طور شود.خوشبختانه هنوز مردمی و جوانانی و عقلایی در گوشه و کنار وجود  دارند که از منبع این بی‌حاصلی‌های فرهنگی و وابستگی‌های طولانی اطلاع  داشته باشند و دُم خروس‌ها را که از جیب این پادوهای سرگردان وامانده و به  انتهای خط رسیده که همه مهره‌های سوخته استعمارند بیرون آمده است، مشاهده  کنند و در دام تلبیس‌ها نیفتند. دیر یا زود یک خانه‌تکانی فکری و فرهنگی به  دویست سال نیرنگ و معرکه‌گیری‌های شبه‌تنویری و روشنفکری معلولان مغزی  پایان خواهد داد. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">آشنایی با امام، ماجراهای نوفل لوشاتو و پرواز انقلاب <br />
</span></span><br />
همین  که آیت‌الله‌العظمی خمینی از تبعید ترکیه به نجف اشرف آمد، به دیدنش رفتم و  پس از چندین بار ملاقات بسیار امیدوار شدم که دنباله رهاجویی‌ها از سر  گرفته خواهد شد و این چراغ فروزان افروخته خواهد ماند. در هنگام اقامت  ایشان هم در پاریس نظر به ارادت من و محبت معظم‌له، کارهای دانشگاهی را  موقتاً تعطیل کرده و تمام وقت ... در نوفل لوشاتو آنچه در استطاعت  [داشتم]... برای به ثمر رسیدن انقلاب انجام [دادم]... که تفصیل آن را در  جزوه‌ «خاطرات نوفل لوشاتو» نوشته‌ام. <br />
بنی‌صدر به‌ندرت روزها در آنجا  آفتابی می‌شد و بعضی شب‌ها دیروقت خدمت امام می‌رسید به‌طوری که دوستان  دیگر ما هیچ‌وقت در روز او را نمی‌دیدند و رابطه هم زیاد نبود. پس از  بیست‌وچهار سال مهاجرت و تبعید اجباری با همکاری قطب‌زاده (که مرحوم مهدی  عراقی را هم برای ترتیب امور مالی آن با خود بردیم ) به کمک دو تن از وکلای  فرانسوی پس از مأیوس شدن از موافقت هواپیمای سوئیس اِر که قبلاً شخصاً  اقدام کرده بودم، بالاخره هواپیمایی را از ایرفرانس اجاره کردیم و در تاریخ  ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ با «پرواز انقلاب» با قریب بیست تن از دوستان و یاران  آیت‌الله و عده زیادی از خبرنگاران و روزنامه‌نویسان خارجی به تهران آمدیم.  در درون هواپیما هنگامی که از فراز کشورهای اروپایی پرواز می‌کردیم، به  قسمت جایگاه خبرنگاران که چند نفر آنان را ترس برداشته بود و تصور می‌کردند  که ممکن است هواپیما را در هوا بزنند، به دستور امام، رفته و آن‌ها را  تقویت روحی کردم. فردای آن روز فیگارو و بعضی دیگر از جراید غربی مطالب مرا  در جراید خود منتشر کرده بودند. <br />
یکی از خبرنگاران از آیت‌الله سؤال  کرده بود در حالی که به تهران مراجعت می‌کنید، «چه احساسی دارید؟»  آیت‌الله‌العظمی که به روحیه ایشان آشنایی داشتم که نه در شادی‌ها و  پیروزی‌ها و نه در غم‌ها و شکست‌ها خود را نمی‌باخت، در پاسخ گفت: «هیچ»؛  یعنی من خود را گم نکرده‌ام و اظهار شادمانی هم برای پیروزی خود نمی‌کنم و  از خطرات احتمالی فرود آمدن هواپیما در تهران هم بیمی‌ ندارم. این بود  خلاصه پس و پیش و مفهوم سخن ایشان... ولی بعدها عده‌ای اشتباهاً این کلمه  را که در حکم یک جمله بود، به نوع دیگر تعبیر کردند که با حقیقت وفق  نمی‌داد. به نظر آن‌ها گویا مقصود این بوده است که من اهمیتی به ایران و  مردم نمی‌دهم؛ در صورتی که این تعبیر و تفسیر غریب و مغرضانه، خطای صرف و  اشتباه محض است و هیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که پس از آن‌همه خون جگر  خوردن‌ها و فعالیت‌ها کسی چنین مطلبی را ادا کند. <br />
من حتی اگر در حقانیت  و اصالت مردمی آن انقلاب تردید داشتم و نیز این کلمه را از زبان شخص دیگری  شنیده بودم که برای مقاصد دیگر به ایران می‌رفت، باز هم باور نمی‌کردم که  آن شخص علناً خود را نفی کند و بگوید که هیچ احساسی برای وطنم یا امتم  ندارم. گویا در آن موقع و بعدها این مطلب از طرف رسانه‌های گروهی توجیه نشد  و به مناسبت کثرت مطالب و موضوعات دیگر، درباره آن سکوت شد ... <br />
چون در  میان آنان که در معیت آیت‌الله‌العظمی با هواپیما به ایران مراجعت  می‌کردند، از لحاظ طول سال‌های مهاجرت و تبعید من قدیم‌تر و مقدم‌تر  بودم... و هواپیما را من اجاره کرده بودم، شخص امام و دیگران به من محبت  فراوان داشتند. آیت‌الله روزی در نجف به من اظهار کرده بودند که خیال  نمی‌کردم هنوز کسی باقی مانده باشد که زبان فارسی را به درستی و خوبی شما  بنویسد. بعد گفتند که کتا‌ب‌های شما را به کتابخانه نجف و کربلا ... دادم  ... آقای شهاب اشراقی ... با آنکه اهل مجامله و زبان‌بازی نبود، در نوفل  لوشاتو به اغلب دوستان گفته بود که فلانی استاد و شخصیت علمی جهانی و  دانشگاهی ماست؛ به‌خصوص آنکه قسمتی از مقالات و کتاب‌های علمی او درباره  اسلام که به زبان‌های خارجی نوشته است، شهرت دارد... آقای اشراقی می‌گفت  آیت‌الله گزارش‌های روزانه شما را در باب تفسیر اوضاع و سیاست جهانی و  اظهارنظر‌های سیاستمداران درباره جنبش ما با دقت و علاقه نگاه می‌اندازند. <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">پس از پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب نخستین سفیرکبیر ایران در مسکو</span></span> <br />
<br />
با  آنکه از آیت‌الله تقاضا کرده بودم که اینجانب را از کارهای اجرایی معاف  بدارد، مع‌ذلک به امر وی و پیشنهاد وزیر خارجه و خواست رئیس دولت موقت  به‌عنوان نخستین سفیر کبیر دولت جمهوری اسلامی در مسکو و کشور مغولستان  مأموریت یافتم و رهبر انقلاب هم حکم را توشیح و امضا کرد... نه‌تنها نخستین  سفیر ایران در مسکو بلکه نخستین سفیر منتخب انقلاب بودم. قریب سه سال هم  در آنجا ماندم که ماجراهای آن و شرح اقداماتم به تفصیل نگاشته شده است. جلد  اول ... در ۷۰۰ صفحه در سال ۱۳۶۲ در انتشارات امیرکبیر به طبع رسید. در  نتیجه اقدامات قریب به موفقیتی که در مورد استفاده از کل دریای خزر که جز  بخش اندکی از آن، بقیه عملاً نصیب دولت روسیه شده بود و من مصراً مشغول  استرداد آن و طالب بهره‌برداری کامل و عملی کشتیرانی ایران در بحر خزر شده  بودم و نیز به مناسبت بلاموضوع گذاشتن (و در حقیقت لغو) دو ماده از قرارداد  ۱۹۲۱ ایران و شوروی که به زیان ایران بود ... و همچنین به مناسبت تعطیل  قنسولگری یا خانه جاسوسی شوروی در رشت و جاهای دیگر و ده‌ها اقدام  وطن‌خواهانه و آگاهانه، روس‌ها علیه من به سم‌پاشی دست زدند و هنگامی که در  کرملین با حضور هیئت نمایندگی ایران (دکتر شریعتمداری، دکتر سروش و  جلال‌الدین فارسی) از مجهز و مسلح شدن عراقی‌ها به دست روس‌ها و عدم تعهدات  روس‌ها نسبت به ایران اظهار نارضایتی کردم، معاون برژنف و همراهان او به  من اعتراض کردند که شما تحت‌تأثیر تبلیغات سیاسی آمریکایید و این مطالبی که  می‌گویید، تکرار ساخته‌های آمریکا و دنیای غرب علیه ماست (که آقای فارسی  در پایان کتاب خود موسوم به «جامعه هشت طبقه تولید» چاپ کرده است.) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #3366ff;">میرحسین موسوی</span></span> <br />
<br />
این  امور سبب حسادت و تحریکات میرحسین موسوی، نخست‌وزیر نالایق ایران، شد که  در آن روزها تصور می‌کرد که من نخست‌وزیر خواهم شد و این خبر را یکی از  کارمندان بیت امام به او رسانده بود؛ در صورتی که من به فرزند امام خمینی  گفته بودم که نه‌تنها قصد پذیرفتن هیچ مسئولیتی را ندارم؛ بلکه به‌زودی هم  از سفارت استعفا می‌دهم که به کارهای علمی مورد علاقه خود بپردازم و سه بار  هم استعفا دادم و آیت‌الله قبول نفرمودند و گفتند: «نه بمانید.» <br />
دوباره  همان تحریکات همان تفتینات و همان صحنه‌سازی‌های قبل از انقلاب تجدید شد و  اگر در طول ۲۴ سال گذشته ناکسانی چون پادوهای تقی‌زاده که سانسورچی دستگاه  سلطنتی و محافل خود بودند، به شایعه‌پراکنی‌ها و پرونده‌سازی‌های ساواکی  می‌پرداختند، این‌بار جانوران خلق‌الساعه دیگری نظیر میرحسین‌ها ... بر عده  کفن دزدان نخستین افزوده گشته بودند و یک مرد عقده‌ای کم‌سواد (متظاهر به  مارکسیستی اسلامی و در باطن همه‌جا فروخته شده) که سرعملگی جهت آسفالت  خیابان‌ها هم برای او زیاد بود، از مرگ بهشتی و رجایی که لابد و به دلایلی  که در موقع خود خواهند گفت، بی‌دخالت نبوده است و گویی پشت در ایستاده و  منتظر این حوادث بود، استفاده کرد و نظیر هویدا که سیزده سال بر سر کار  ماند، او نیز هشت سال در ایران پر‌آشوب و جنگ‌زده با ریا و موش‌مردگی و  آب‌زیرکاهی و گردن‌کجی و چون مادرمردگان در آخر صف روحانیان، خدمتکارانه و  چاپلوسانه ایستادن باقی ماند و هر که یک سانتیمتر قدش از او بلندتر و یک  ذره شعور و سابقه و اخلاص در عمل و دانشش بیشتر بود، به نحوی از انحا، همه  درها و حتی در خانه و بیت امام خمینی را به روی او بست و با یک اکیپ امنیتی  ساواکی قدیم توده‌ای و متخصص در پرونده‌سازی ... آنانی را که احتمال  می‌داد یک‌روز رقیب او یا منشأ خدمتی شوند... نابود ساخت. هویدا اگر چه  خائن بود، مع‌ذلک سواد داشت؛ ولی این یکی جهالت و دنائت و خیانت را با هم  در وجود پرعقده‌اش سرشته و انباشته بودند. <br />
از قبل از انقلاب، ساواک  او(میرحسین موسوی) و همسرش را (خانم درباری زهره کاظمی[حداقل با نام‌های  مستعار زهرا رهنورد و زینب بروجردی]) همکار خانم لیلی امیر ارجمند و آماده  کننده دختران شایسته و ملکه‌های زیبایی در آب نمک گذاشته بود و توانست او  را به روحانیون قالب کند و زنش را به بیت امام بفرستد و با آن‌ها رفت‌وآمد  کند. این خانم محترمه با نوشتن شرح حال‌های کاذبانه‌ قلابی بی‌امضا و در  حقیقت به قلم خود در جراید که در شب انقلاب بر خود نام زهرا رهنورد نهاده  بود، شوهرش را به وزارت رسانید و تبدیل به یک شاعره سبک جدید (باشعر بی‌وزن  و بی‌قافیه و بی‌معنی در مورد او) گردید. <br />
«حسین رهجو» یا همان میرحسین  موسوی با جهالت و بی‌کفایتی و فرصت‌طلبی به مناسبت آنکه مرد حقیر و  وابسته‌ای بود، آن‌همه ظلم‌ها کرد و خانواده‌ها را پریشید و لابد کسانی که  آن روزها شاهد ماجراها بودند، روزی فرصت خواهند یافت که همه مشهودات خود را  منتشر کنند؛ چنانکه در زندان اوین مردان آگاه و فاضلی را دیدم که بدین امر  توجه کرده بودند. طومار «رهجویی و رهنوردی» درهم نوردیده شد ولی سایه‌ای  از بدبختی و ابتذال و جهالت و کذب به جای ماند و این، نتیجه سپردن کارهای  بزرگ به افراد کوچک است و همه دست‌اندرکاران معتقد بودند که این کار برای  میرحسین موسوی زیاد است و او ظرفیت و استعداد و آگاهی چنین کاری را ندارد.  میرحسین یک مرد مقاطعه‌چی پول‌جمع‌کن و مدیر شرکت مقاطعه‌کاری سمرقند و نیز  یک مؤسسه تجارتی دیگر به نام انتشارات قلم (منشعب از انجمن قلم درباریان  برای ایز به گربه گم کردن) آن‌هم با نام مستعار حسین رهجو بود. او فرزند یک  چای‌فروش است که بعدها چای‌های بازار را با تردستی و به‌نام کارشناس چای  در انحصار خود و یاران و شرکای خود قرار داد و به او لقب سلطان چای در  ایران دادند. او توانست به کمک همان محافل سری، خود را به روحانیون بچسباند  و در درون آن‌ها رخنه کند و منشأ آن همه خیانت‌ها شود ... و در پایان هم  جام زهر را به ولی‌نعمت خود (امام خمینی که قطعاً به او ایمانی هم نداشته  است) بنوشاند. <br />
دوباره کارخانه‌ها را{اشاره به صنایع سنگین}بستند و دکان  خرده‌فروشی باز کردند و خدا می‌داند که اگر روزی پرده از کارهای میرحسین  بردارند، چه حقایق تلخی روشن شود که روی شاه و همه نابکاران تاریخ را سپید  خواهد کرد... مسئولان فعلی (لطفاً در تاریخ نگارش متن که ۱۳۷۰ ه.ش است دقت  شود.) پس از اصلاح قوانین و حذف پست نخست‌وزیری توانستند این انگل را که  چون کَنه به میز نخست‌وزیری چسبانده شده بود، از جای بکنند و از سر خود وا  کنند. در نامه‌ای که به عنوان «میگ و میخ» درباره خیانت‌های او جهت اطلاع  آیت‌الله‌العظمی خمینی و فرزند او و سایر مسئولان فرستادم و نیز در  تلگرام‌هایی که راجع به سیاست غلط اقتصاد دولتی او که کپی از سیستم  کمونیست‌های شوروی بود، برای آن‌ها فرستادم، باعث شد که میرحسین به وسیله  تیم اراذل و اوباش خود در هنگامی که کاندیدای ریاست‌جمهوری (آن‌هم برای  ایجاد امکان بیان مظالم در تلویزیون و نه واقعاً ریاست‌جمهوری) شدم، مرا  تهدید به استعفا کند و چون پیشنهاد کاندیداتوری را پس نگرفتم، به اکیپ  امنیتی و اطلاعاتی خود در نخست‌وزیری مأموریت داده بود که مرا در حادثه  اتومبیل‌رانی نابود کنند. ماشین پیکانی که در آن سوار بودم، داغان و قطعه  قطعه شد ولی من جان به سلامت بردم و تنها یک هفته بستری شدم و چون نمردم،  بدون هیچ‌گونه علتی، پس از آنهمه خدمات مأموران میرحسین با چند کامیون پر  نفر به شهرک اکباتان برای دستگیریم آمدند که اگر مقاومتی شود تیراندازی هم  بکنند. یعنی یک قشون آورده بودند که پشه‌ای را اعدام کنند. ولی من هیچ  مقاومتی نکردم و مرا به زندان ویژه نخست‌وزیری بردند که نه ماه در آنجا با  شرایط غیرانسانی در زیر بند و شکنجه و ۲۳ ماه در زندان اوین (که جز شش ماه  آخر آن ۲۶ ماه در زندان اوین به‌سر بردم) نگه داشتند و در آخر هم نادم شدند  و پس از یک معذرت‌خواهی تشریفاتی آزادم کردند و کلیه حقوق سفارتم را هم تا  شاهی آخر پرداختند. پس از چند سال سرگردانی با تقاضای بازنشستگی و موافقت  وزارت خارجه و چندین ماه تلاش برای خروج از کشور به صورت قانونی و با  گذرنامه ملی خودم دوباره در سال ۱۳۶۷ به تبعیدگاه نخستین خود، به پاریس  برگشتم که قریب ۲۴ سال در آنجا به کار تحقیق و علم پرداخته بودم و مجدداً  به تحقیقات علمی سابق ادامه می‌دهم. <br />
آیت‌الله العظمی خمینی هم معلوم شد  که ... از زندانی شدن من اطلاعی نداشته است و به آقای احمد خمینی هم، صادق  خلخالی و میرحسین اطلاعات کاذبانه داده بودند... (بعدها با اطلاع‌رسانی به  امام) ...حجه‌الاسلام موسوی زنجانی و نماینده امام (حجه‌الاسلام انصاری که  ضمناً هم دوست میرحسین بود) به زندان روحانیت که در آنجا در بند بودم، به  عیادتم فرستاد و قول دادند که پوزش‌خواهی و جبران شود... <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منبع: سایت بصیرت</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تبدیل تهدید به فرصت(لطفا همه مشارکت کنید )]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10491</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 18:40:41 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10491</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
<span style="font-weight: bold;">با سلام به همه بزرگوارن عرصه جنگ نرم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمالا خیلیاتون در مورد <span style="color: #ff0000;">سایت کلوب</span> که یک <span style="color: #ff0000;">شبکه اجتماعی</span> پر طرفداری تو ایران شده الان شنیدید و یا عضوید. همان طور که میدونید <span style="color: #ff0000;">مینیموم کاربران آنلاین سایت</span> در طول روز <span style="color: #ff0000;">کمتر از 8000 نفر نیست</span> و بنده هم که به تازگی زیاد تو سایت فعالیت دارم بیشتر موضوعات در باب زیر سوال بردن اسلام و مذهب و ارزشهات یعنی نظرات رو که میخونید حساب دستتون میاد.</span><img class="postimage" src="images/smilies/1 (2).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (2)" title="1 (2)" /><br />
<span style="font-weight: bold;">پیشنهاد بنده این هست که همه کاربران سایت بیاییم ضمن عضویت در این شبکه اجتماعی و دوست شدن با هم دیگه تو نظرات بیاییم به مخالفان و منتقدان این ارزشها دلیل و استتدلال ارائه بدیم. یا بحثایی رو داغ کنیم که به درد بخوره و خلاصه امام زمانی کار کنیم نه این بحثای پوچی که جز الافی چیزی عایدمون نمیشه.</span><img class="postimage" src="images/smilies/1 (28).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (28)" title="1 (28)" /><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">دوستانه صمیمانه منتظرم که راهکار ارائه بدید در این زمینه</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بسم الله الرحمن الرحیم</span><br />
<span style="font-weight: bold;">با سلام به همه بزرگوارن عرصه جنگ نرم.</span><br />
<span style="font-weight: bold;">احتمالا خیلیاتون در مورد <span style="color: #ff0000;">سایت کلوب</span> که یک <span style="color: #ff0000;">شبکه اجتماعی</span> پر طرفداری تو ایران شده الان شنیدید و یا عضوید. همان طور که میدونید <span style="color: #ff0000;">مینیموم کاربران آنلاین سایت</span> در طول روز <span style="color: #ff0000;">کمتر از 8000 نفر نیست</span> و بنده هم که به تازگی زیاد تو سایت فعالیت دارم بیشتر موضوعات در باب زیر سوال بردن اسلام و مذهب و ارزشهات یعنی نظرات رو که میخونید حساب دستتون میاد.</span><img class="postimage" src="images/smilies/1 (2).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (2)" title="1 (2)" /><br />
<span style="font-weight: bold;">پیشنهاد بنده این هست که همه کاربران سایت بیاییم ضمن عضویت در این شبکه اجتماعی و دوست شدن با هم دیگه تو نظرات بیاییم به مخالفان و منتقدان این ارزشها دلیل و استتدلال ارائه بدیم. یا بحثایی رو داغ کنیم که به درد بخوره و خلاصه امام زمانی کار کنیم نه این بحثای پوچی که جز الافی چیزی عایدمون نمیشه.</span><img class="postimage" src="images/smilies/1 (28).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (28)" title="1 (28)" /><br />
<span style="font-weight: bold;"><br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;">دوستانه صمیمانه منتظرم که راهکار ارائه بدید در این زمینه</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آتش دزد]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10489</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:51:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10489</guid>
			<description><![CDATA[به نام الله<br />
<br />
این تاپیکو ایجاد کردم که بپرسم کسی کتاب های (3گانه) <span style="font-weight: bold;">* آتش دزد * (The Fire Thief) </span>نوشته <span style="font-weight: bold;">* Terry Deary *</span> رو خونده یا نه !؟<br />
<br />
(برای یه کار تحقیقاتی میپرسم)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام الله<br />
<br />
این تاپیکو ایجاد کردم که بپرسم کسی کتاب های (3گانه) <span style="font-weight: bold;">* آتش دزد * (The Fire Thief) </span>نوشته <span style="font-weight: bold;">* Terry Deary *</span> رو خونده یا نه !؟<br />
<br />
(برای یه کار تحقیقاتی میپرسم)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خواهشا بگین از این چی میفهمین]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10488</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:35:39 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10488</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
<img class="postimage" src="http://aui.netau.net/photos/726daf2c9ee0.jpg" border="0" alt="[تصویر: 726daf2c9ee0.jpg]" /><br />
خواهشا بگین از این چی میفهمین<br />
<br />
من از این سایت خوشم امد این لوگو رو برای این سایت طراحی کردم(اگه مسولا  خوششون بیاد) اگه خوششون اومد اطلاع بدن فرمت تا ی دیگشو میفرستم<br />
 انقدر ساده نبینید ....بازم نظر بدین خواهشا..... به جان خودم روی هیچ ارم لوگویی انقدر کار نکرده بودم (اونم بی پول)<br />
 آقا 6 داره ولی نه<br />
 <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">6تا خط کوچیک</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">6تا خط بزرگ</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">2تا 6 تایی حفره های وسط</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">2 تا 666</span></span><br />
 منتظر نظرم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
<img class="postimage" src="http://aui.netau.net/photos/726daf2c9ee0.jpg" border="0" alt="[تصویر: 726daf2c9ee0.jpg]" /><br />
خواهشا بگین از این چی میفهمین<br />
<br />
من از این سایت خوشم امد این لوگو رو برای این سایت طراحی کردم(اگه مسولا  خوششون بیاد) اگه خوششون اومد اطلاع بدن فرمت تا ی دیگشو میفرستم<br />
 انقدر ساده نبینید ....بازم نظر بدین خواهشا..... به جان خودم روی هیچ ارم لوگویی انقدر کار نکرده بودم (اونم بی پول)<br />
 آقا 6 داره ولی نه<br />
 <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">6تا خط کوچیک</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">6تا خط بزرگ</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">2تا 6 تایی حفره های وسط</span></span><br />
   <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">2 تا 666</span></span><br />
 منتظر نظرم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[منتقد استاد رائفی پور رابهتر بشناسید(قسمت اول-پرسش وپاسخ دانشجویی یاجلسه استودیویی؟!)]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10486</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 15:30:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10486</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"> </span></span></span><span style="color: #000033;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"به نام او"</span></span></span></div></span> <span style="color: #000033;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
	</span></span></span></div></span> <span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">مجموعه  کلیپ های "منتقد استاد رائفی پور را بهتر بشناسید" با هدف افشای برخی از  فعالیت های تخریبی آقای د ک ت ر فراهانی ، ارائه می گردد.</span></span></div></span><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">در این پست ، قسمت اول این کلیپ جهت مشاهده علاقمندان قرار می گیرد.</span></span></div></span><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
</span></span></span></div></span><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">کلیپ منتقد استاد رائفی پور را بهتر بشناسید (قسمت اول)</span></span></span></div></span></a><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"پرسش و پاسخ دانشجویی یا جلسه استودیویی؟!"</span></span></span></div></span></a><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #009900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">(سرور آپارات)</span></span></span></div></span></a><div style="text-align: CENTER;"><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">===دانلود و نمایش آنلاین قسمت اول===</span></span></span></a></div><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
</span></span></span></div></span><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">با وجود چنین افرادی که مایه ننگ جامعه پژوهشی کشورمان هستند ، طبیعی است اگر اوضاع فرهنگی ایران رشدی نداشته باشد ...					</span></span></span></div></span><span style="color: #ff9900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
--------------------</span></span></span></div></span><span style="color: #ff9900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"""با نظرات خود حمایت یا عدم موافقت خود را با محتوای مطرح شده اعلام نمایید."""</span></span></span></div></span><div style="text-align: CENTER;">  </div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"> </span></span></span><span style="color: #000033;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"به نام او"</span></span></span></div></span> <span style="color: #000033;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
	</span></span></span></div></span> <span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">مجموعه  کلیپ های "منتقد استاد رائفی پور را بهتر بشناسید" با هدف افشای برخی از  فعالیت های تخریبی آقای د ک ت ر فراهانی ، ارائه می گردد.</span></span></div></span><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">در این پست ، قسمت اول این کلیپ جهت مشاهده علاقمندان قرار می گیرد.</span></span></div></span><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
</span></span></span></div></span><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">کلیپ منتقد استاد رائفی پور را بهتر بشناسید (قسمت اول)</span></span></span></div></span></a><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #cc0000;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"پرسش و پاسخ دانشجویی یا جلسه استودیویی؟!"</span></span></span></div></span></a><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="color: #009900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">(سرور آپارات)</span></span></span></div></span></a><div style="text-align: CENTER;"><a href="http://www.aparat.com/v/e3c76fe7802801253011c3b5ee73d736201072" target="_blank"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">===دانلود و نمایش آنلاین قسمت اول===</span></span></span></a></div><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
</span></span></span></div></span><span style="color: #000099;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">با وجود چنین افرادی که مایه ننگ جامعه پژوهشی کشورمان هستند ، طبیعی است اگر اوضاع فرهنگی ایران رشدی نداشته باشد ...					</span></span></span></div></span><span style="color: #ff9900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><br />
--------------------</span></span></span></div></span><span style="color: #ff9900;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;">"""با نظرات خود حمایت یا عدم موافقت خود را با محتوای مطرح شده اعلام نمایید."""</span></span></span></div></span><div style="text-align: CENTER;">  </div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کلیپ ساخته شده توسط گروه ویدئو نشانه درباره حرمت شکنی شاهین نجفی..]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10485</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 13:32:48 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10485</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">سلام</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">کلیپ زیر از طرف گروه ویدئو نشانه هست .مطالب جالبیو تو این کلیپ بیان میکنه...</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">لینک در آپارات</span></span></span><br />
<a href="http://www.aparat.com/v/44047b561ef20facb26a2b0185856fd6197395" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">http://www.aparat.com/v/44047b561ef20facb26a2b0185856fd6197395</span></span></span></a><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">یا حق</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">سلام</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">کلیپ زیر از طرف گروه ویدئو نشانه هست .مطالب جالبیو تو این کلیپ بیان میکنه...</span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">لینک در آپارات</span></span></span><br />
<a href="http://www.aparat.com/v/44047b561ef20facb26a2b0185856fd6197395" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">http://www.aparat.com/v/44047b561ef20facb26a2b0185856fd6197395</span></span></span></a><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: medium;">یا حق</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس مربوط به فرعونی که استاد در سخنرانیش بهش اشاره دارد/فرعون دوره حضرت موسی]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10484</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 12:59:12 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10484</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #022c81;"><span style="font-weight: bold;">با دیدن این جسد،یکی دیگر از معجزات قرآن اثبات شد+ عکس</span></span>جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند. <div style="text-align: JUSTIFY;">رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود. <br />
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.<img class="postimage" src="http://www.seemorgh.com/uploads/33821_139.jpg" border="0" alt="[تصویر: 33821_139.jpg]" /><br />
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟! <br />
لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد.</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #022c81;"><span style="font-weight: bold;">با دیدن این جسد،یکی دیگر از معجزات قرآن اثبات شد+ عکس</span></span>جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند. <div style="text-align: JUSTIFY;">رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود. <br />
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.<img class="postimage" src="http://www.seemorgh.com/uploads/33821_139.jpg" border="0" alt="[تصویر: 33821_139.jpg]" /><br />
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟! <br />
لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد.</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[امروز با دو دشمن مواجه هستيم]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10483</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 10:25:30 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10483</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Trebuchet MS;"><span style="font-size: large;">حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديدار جمعي از ايثارگران، سالهاي دفاع مقدس را به تابلويي زيبا و ظريف تشبيه و خاطرنشان كردند: راهی که با انقلاب اسلامی آغاز شد، ادامه خواهد یافت و براي اينكه زيبايي هاي روزهاي دفاع مقدس از نزديك براي مخاطب توصيف شود لازم است هزاران كتاب با معيارهاي هنري نگاشته شود تا جزئيات فداكاري رزمندگان براي مردم تشريح شود.<br />
<br />
به گزارش «تابناک» رهبر انقلاب اسلامي، كار رزمندگان را در سالهاي جنگ تحميلي، موفق، با ارزش، خيلي بزرگ و مبهوت كننده دانستند و افزودند: شما كه در دوران دفاع مقدس مسئوليتهاي مهم و حساسي برعهده داشتيد بدانيد پس از جهاد اصغر، نوبت به جهاد اكبر رسيده كه به مراتب دشوارتر و سخت تر است.<br />
<br />
ايشان با تشريح و مقايسه ويژگي هاي جهاد اصغر و جهاد اكبر  تصريح كردند: در فضاي امروز كشور، اگر بر اصول و ارزشها پافشاري كرديد و تقوا را در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رعايت كرديد، ارزش و اهميت والاتري دارد.<br />
<br />
حضرت آيت الله خامنه اي در همين زمينه افزودند: امروز با دو دشمن، يكي استكبارِ خبيث و ديگر نفسِ درون مواجه هستيم كه اگر كسي بتواند با رعايت تقوا، گام بردارد و تصميم بگيرد، زمينه تعالي معنوي و پيشرفت مادي فراهم مي شود.<br />
<br />
بنابر گزاشی که پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری منتشر کرده است ، رهبر انقلاب اسلامي پرهيز از گناه را لازمه سلوك الي الله دانستند و خاطرنشان كردند: با گناه نكردن نيمي از راه پيموده مي شود، البته گناه كساني كه مسئوليت سياسي، اجرايي، مديريتي، تبليغي و مذهبي دارند، به مراتب ابعاد وسيع تري پيدا مي كند.<br />
<br />
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينكه حركت درست مسئولان موجب تسري آن در جامعه مي شود تصريح كردند: ما با ايستادگي و حركت درست، جامعه را هم تشويق مي كنيم و البته بايد بدانيم اين حركت ملت ايران با خستگي و بي حوصله گي برخي افراد دچار تزلزل و انحراف نمي شود.<br />
<br />
رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنان خود افزودند: اين راهي كه با انقلاب اسلامي آغاز شده، ادامه پيدا خواهد كرد و شما ديديد كساني كه در جريان حركت عمومي ملت، بار مسئوليت را بر زمين نهادند فوراً جوانهاي با روحيه آن را بر داشتند و انشاء الله به منزل خواهند رساند. </span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Trebuchet MS;"><span style="font-size: large;">حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديدار جمعي از ايثارگران، سالهاي دفاع مقدس را به تابلويي زيبا و ظريف تشبيه و خاطرنشان كردند: راهی که با انقلاب اسلامی آغاز شد، ادامه خواهد یافت و براي اينكه زيبايي هاي روزهاي دفاع مقدس از نزديك براي مخاطب توصيف شود لازم است هزاران كتاب با معيارهاي هنري نگاشته شود تا جزئيات فداكاري رزمندگان براي مردم تشريح شود.<br />
<br />
به گزارش «تابناک» رهبر انقلاب اسلامي، كار رزمندگان را در سالهاي جنگ تحميلي، موفق، با ارزش، خيلي بزرگ و مبهوت كننده دانستند و افزودند: شما كه در دوران دفاع مقدس مسئوليتهاي مهم و حساسي برعهده داشتيد بدانيد پس از جهاد اصغر، نوبت به جهاد اكبر رسيده كه به مراتب دشوارتر و سخت تر است.<br />
<br />
ايشان با تشريح و مقايسه ويژگي هاي جهاد اصغر و جهاد اكبر  تصريح كردند: در فضاي امروز كشور، اگر بر اصول و ارزشها پافشاري كرديد و تقوا را در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رعايت كرديد، ارزش و اهميت والاتري دارد.<br />
<br />
حضرت آيت الله خامنه اي در همين زمينه افزودند: امروز با دو دشمن، يكي استكبارِ خبيث و ديگر نفسِ درون مواجه هستيم كه اگر كسي بتواند با رعايت تقوا، گام بردارد و تصميم بگيرد، زمينه تعالي معنوي و پيشرفت مادي فراهم مي شود.<br />
<br />
بنابر گزاشی که پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری منتشر کرده است ، رهبر انقلاب اسلامي پرهيز از گناه را لازمه سلوك الي الله دانستند و خاطرنشان كردند: با گناه نكردن نيمي از راه پيموده مي شود، البته گناه كساني كه مسئوليت سياسي، اجرايي، مديريتي، تبليغي و مذهبي دارند، به مراتب ابعاد وسيع تري پيدا مي كند.<br />
<br />
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينكه حركت درست مسئولان موجب تسري آن در جامعه مي شود تصريح كردند: ما با ايستادگي و حركت درست، جامعه را هم تشويق مي كنيم و البته بايد بدانيم اين حركت ملت ايران با خستگي و بي حوصله گي برخي افراد دچار تزلزل و انحراف نمي شود.<br />
<br />
رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنان خود افزودند: اين راهي كه با انقلاب اسلامي آغاز شده، ادامه پيدا خواهد كرد و شما ديديد كساني كه در جريان حركت عمومي ملت، بار مسئوليت را بر زمين نهادند فوراً جوانهاي با روحيه آن را بر داشتند و انشاء الله به منزل خواهند رساند. </span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اطلاع رساني سخنراني دكتر عباسي]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10480</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 07:20:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10480</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: RIGHT;"> </div><div style="text-align: CENTER;">بسم الله الرحمن الرحیم</div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">سخنرانی استاد حسن عباسی</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">1.دکترین امام خامنه‌ای (مدظله)</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><img class="postimage" src="http://dr-abbasi.ir/wp-content/uploads/2012/02/dr-abbasi.ir_small.jpg" border="0" alt="[تصویر: dr-abbasi.ir_small.jpg]" /></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-weight: bold;">۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۸</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، روبه‌روی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">سخنرانی استاد حسن عباسی</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">2.با عنوان: آزادراه گمشده! در نقشه معرفت</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><img class="postimage" src="http://dr-abbasi.ir/wp-content/uploads/2012/02/Dr.Abbasi.jpg" border="0" alt="[تصویر: Dr.Abbasi.jpg]" /></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">آزادراه گمشده!</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">در نقشه معرفت</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #3366ff;"><span style="font-weight: bold;">Map Of Episteme</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;">دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-weight: bold;">چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۰</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">آدرس دانشگاه :</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;"> تهران ، انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی ، انتهای بلوار سیمون بولیوار ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: RIGHT;"> </div><div style="text-align: CENTER;">بسم الله الرحمن الرحیم</div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">سخنرانی استاد حسن عباسی</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">1.دکترین امام خامنه‌ای (مدظله)</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><img class="postimage" src="http://dr-abbasi.ir/wp-content/uploads/2012/02/dr-abbasi.ir_small.jpg" border="0" alt="[تصویر: dr-abbasi.ir_small.jpg]" /></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-weight: bold;">۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۸</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، روبه‌روی خیابان پورسینا، پلاک ۶۰</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #00ff00;"><span style="font-weight: bold;">سخنرانی استاد حسن عباسی</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">2.با عنوان: آزادراه گمشده! در نقشه معرفت</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><img class="postimage" src="http://dr-abbasi.ir/wp-content/uploads/2012/02/Dr.Abbasi.jpg" border="0" alt="[تصویر: Dr.Abbasi.jpg]" /></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">آزادراه گمشده!</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">در نقشه معرفت</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #3366ff;"><span style="font-weight: bold;">Map Of Episteme</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;">دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #0000ff;"><span style="font-weight: bold;">چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۰</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">آدرس دانشگاه :</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;"> تهران ، انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی ، انتهای بلوار سیمون بولیوار ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حرکت اشیاء با قدرت ذهن: کنترل بازوی رباتیک BrainGate توسط امواج مغزی ]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10479</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 06:21:03 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10479</guid>
			<description><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/robotarm.png?1337229641" border="0" alt="[تصویر: robotarm.png?1337229641]" /><br />
تا حالا شده که آرزو کنید که بتوانید اشیاء را با قدرت ذهن تان جابجا کنید؟  چیزی که در فیلم و داستان های زیادی مشاهده کرده اید. اما اکنون دیگر این  موضوع فقط در حیطه قدرت و اختیار داستان های علمی تخیلی نیست. یک شرکت  تکنولوژی های پیشرفته با نام  <a href="http://braingate2.org/index.asp" target="_blank"> BrainGate </a>  روز گذشته بازوی رباتیکی را معرفی کرد که کاملا با امواج مغزی کنترل می  شود. البته این کار توسط سنسوری با ۹۶ الکترود انجام می شود که با نصب درون  قشر حرکتی مغز، به امواج مغزی شما گوش می دهد.  <br />
<br />
 خب، اگر فکر می کنید این هم یکی دیگر از راه هایی است که انسان ها را تنبل  تر از قبل کند، زیاد نگران نباشید. زیرا این محصول هنوز راه زیادی را تا  عرضه تجاری و تولید انبوه دارد. در این مرحله تنها هدف این پروژه کمک به  بیمارانی است که دچار فلج شده اند. یکی از بیماران مورد مطالعه در آزمایش  های این شرکت، پیرزن ۵۸ ساله ای است که بیش از ۱۵ سال فلج است. وی هیچ  کنترلی روی دست و پاهای خود ندارد.  <br />
<br />
 او اکنون با کمک بازوی رباتیک BrainGate می تواند فلاسک را گرفته، به دهانش  نزدیک کند و بنوشد. و این میزان از دقت، چیزی است که این اختراع خارق  العاده را متمایز می کند. همانطور که BrainGate می گوید، برای اولین بار  بعد از ۱۵ سال این زن می تواند بدون نیاز به کمک دیگران جرعه ای قهوه  بخورد.   <br />
<br />
 البته کارکردهای این تکنولوژی می تواند بسیار وسیع تر از این باشد. دکتر  Leigh Hochberg، متخصص مهندسی اعصاب دانشگاه های براون و هاروارد می گوید:  «هدف ما در تحقیقات مان این است که با توسعه چنین تکنولوژی به افراد فلج یا  کسانی که برخی اعضای بدن شان را از دست داده اند، استقلال و قابلیت حرکت  بیشتری در زندگی بدهیم.»   <br />
<br />
 نکته جالب اینجا است که شرکت BrainGate تنها به ابداع بخش نرم افزاری و  سنسورهای ویژه این کار پرداخته و بازوهای رباتیک مورد استفاده توسط این  شرکت تولید نشده اند! این شرکت هم اکنون در تست های خود دو بازوی رباتیک در  اختیار دارد که یکی توسط انستیتو رباتیک و مکاترونیک مرکز هوافضای آلمان  تولید شده و دیگری محصول صنایع تحقیق و توسعه DEKA است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/robotarm.png?1337229641" border="0" alt="[تصویر: robotarm.png?1337229641]" /><br />
تا حالا شده که آرزو کنید که بتوانید اشیاء را با قدرت ذهن تان جابجا کنید؟  چیزی که در فیلم و داستان های زیادی مشاهده کرده اید. اما اکنون دیگر این  موضوع فقط در حیطه قدرت و اختیار داستان های علمی تخیلی نیست. یک شرکت  تکنولوژی های پیشرفته با نام  <a href="http://braingate2.org/index.asp" target="_blank"> BrainGate </a>  روز گذشته بازوی رباتیکی را معرفی کرد که کاملا با امواج مغزی کنترل می  شود. البته این کار توسط سنسوری با ۹۶ الکترود انجام می شود که با نصب درون  قشر حرکتی مغز، به امواج مغزی شما گوش می دهد.  <br />
<br />
 خب، اگر فکر می کنید این هم یکی دیگر از راه هایی است که انسان ها را تنبل  تر از قبل کند، زیاد نگران نباشید. زیرا این محصول هنوز راه زیادی را تا  عرضه تجاری و تولید انبوه دارد. در این مرحله تنها هدف این پروژه کمک به  بیمارانی است که دچار فلج شده اند. یکی از بیماران مورد مطالعه در آزمایش  های این شرکت، پیرزن ۵۸ ساله ای است که بیش از ۱۵ سال فلج است. وی هیچ  کنترلی روی دست و پاهای خود ندارد.  <br />
<br />
 او اکنون با کمک بازوی رباتیک BrainGate می تواند فلاسک را گرفته، به دهانش  نزدیک کند و بنوشد. و این میزان از دقت، چیزی است که این اختراع خارق  العاده را متمایز می کند. همانطور که BrainGate می گوید، برای اولین بار  بعد از ۱۵ سال این زن می تواند بدون نیاز به کمک دیگران جرعه ای قهوه  بخورد.   <br />
<br />
 البته کارکردهای این تکنولوژی می تواند بسیار وسیع تر از این باشد. دکتر  Leigh Hochberg، متخصص مهندسی اعصاب دانشگاه های براون و هاروارد می گوید:  «هدف ما در تحقیقات مان این است که با توسعه چنین تکنولوژی به افراد فلج یا  کسانی که برخی اعضای بدن شان را از دست داده اند، استقلال و قابلیت حرکت  بیشتری در زندگی بدهیم.»   <br />
<br />
 نکته جالب اینجا است که شرکت BrainGate تنها به ابداع بخش نرم افزاری و  سنسورهای ویژه این کار پرداخته و بازوهای رباتیک مورد استفاده توسط این  شرکت تولید نشده اند! این شرکت هم اکنون در تست های خود دو بازوی رباتیک در  اختیار دارد که یکی توسط انستیتو رباتیک و مکاترونیک مرکز هوافضای آلمان  تولید شده و دیگری محصول صنایع تحقیق و توسعه DEKA است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هتلی در عمق ۶۱ متری زیر دریا ]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10478</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 06:19:53 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10478</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/dubai-underwater-hotel-narenji1.jpg?1337233284" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji1.jpg?1337233284]" /><br />
 </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">رو به جنگل و یا رو به دریا؟ این سوالی است که معمولا در هتل ها از مسافران  پرسیده می شود. این که آنان در طول اقامت شان ترجیح می دهند صبح را با  تماشای کدام منظره شروع کنند و یا از پنجره اتاق شان، نظاره گر کدام بخش از  شهر باشند، سوالاتی است که چه در اداره یک هتل و چه در مراحل طراحی و ساخت  آن مهم و ضروری هستند.  <br />
<br />
 اما دبی شهری است که در منطقه ای گرم و خشک واقع شده و فاقد جنگل است، و از  طرف دیگر بسیاری از هتل هایش هم رو به دریا است. پس برای جذب مسافران باید  چه ایده های جدیدی را به مرحله اجرا بگذارد؟ نظرتان در مورد هتلی که ۶۱  متر زیر سطح دریا باشد، و تماشای طبیعت دریا را در ابتدای صبح برای  مسافرانش امکان پذیر کند چیست؟  <br />
<br />
 مدیر عامل شرکت سرمایه گذار این پروژه معتقد است که: «ساخت هتلی این چنین،  موجب توسعه و ایجاد شاخه ها و فرصت های جدید در زمینه صنعت گردشگری خواهد  شد و هم چنین از علاقه شرکت اش به ایجاد مرکزی بین المللی با برنامه هایی  در خصوص دنیای زیر دریا و حفاظت و توسعه آن خبر داده است.» </div></span> <br />
 <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji2.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji2.jpg]" /></span><br />
 </div>  <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji3.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji3.jpg]" /></span><br />
 </div>   <span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"> این هتل در رو و زیر آب از صفحات مدوری ساخته شده است که به آن ظاهری همچون  کشتی فضایی جنگ ستارگان را می دهد. یک دیسک بر روی آب قرار گرفته و دیگری  ۲۱ طبقه پایین تر در زیر آب دریا است. در خصوص امنیت این هتل هم نباید  چندان نگران باشد.  طراحان آن می گویند این بنا بر روی سه پای تنومند و  محکم خواهد ایستاد که در کف اقیانوس  ثابت شده اند. بخش بالایی هتل هم روی  آب به این پایه ها متصل است. این راه حل تکنیکی، تضمین می کند که این هتل  دریایی حتی در مقابل سونامی های عظیم و قدرتمند هم دوام آورده و مقاومت  کند.  <br />
<br />
 حالا به لطف تکنولوژی یک شرکت سویسی و سرمایه گذاری شرکت BIG Invest می  توان امیدوار بود که این پروژه جاه طلبانه در آب های خلیج فارس ساخته شود.  البته هنوز خبری از زمان شروع و پایان و همچنین هزینه و مدت زمان لازم برای  ساخت این هتل در دست نیست. </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji4.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji4.jpg]" /></div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji5.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji5.jpg]" /><br />
</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/dubai-underwater-hotel-narenji1.jpg?1337233284" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji1.jpg?1337233284]" /><br />
 </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">رو به جنگل و یا رو به دریا؟ این سوالی است که معمولا در هتل ها از مسافران  پرسیده می شود. این که آنان در طول اقامت شان ترجیح می دهند صبح را با  تماشای کدام منظره شروع کنند و یا از پنجره اتاق شان، نظاره گر کدام بخش از  شهر باشند، سوالاتی است که چه در اداره یک هتل و چه در مراحل طراحی و ساخت  آن مهم و ضروری هستند.  <br />
<br />
 اما دبی شهری است که در منطقه ای گرم و خشک واقع شده و فاقد جنگل است، و از  طرف دیگر بسیاری از هتل هایش هم رو به دریا است. پس برای جذب مسافران باید  چه ایده های جدیدی را به مرحله اجرا بگذارد؟ نظرتان در مورد هتلی که ۶۱  متر زیر سطح دریا باشد، و تماشای طبیعت دریا را در ابتدای صبح برای  مسافرانش امکان پذیر کند چیست؟  <br />
<br />
 مدیر عامل شرکت سرمایه گذار این پروژه معتقد است که: «ساخت هتلی این چنین،  موجب توسعه و ایجاد شاخه ها و فرصت های جدید در زمینه صنعت گردشگری خواهد  شد و هم چنین از علاقه شرکت اش به ایجاد مرکزی بین المللی با برنامه هایی  در خصوص دنیای زیر دریا و حفاظت و توسعه آن خبر داده است.» </div></span> <br />
 <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji2.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji2.jpg]" /></span><br />
 </div>  <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji3.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji3.jpg]" /></span><br />
 </div>   <span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"> این هتل در رو و زیر آب از صفحات مدوری ساخته شده است که به آن ظاهری همچون  کشتی فضایی جنگ ستارگان را می دهد. یک دیسک بر روی آب قرار گرفته و دیگری  ۲۱ طبقه پایین تر در زیر آب دریا است. در خصوص امنیت این هتل هم نباید  چندان نگران باشد.  طراحان آن می گویند این بنا بر روی سه پای تنومند و  محکم خواهد ایستاد که در کف اقیانوس  ثابت شده اند. بخش بالایی هتل هم روی  آب به این پایه ها متصل است. این راه حل تکنیکی، تضمین می کند که این هتل  دریایی حتی در مقابل سونامی های عظیم و قدرتمند هم دوام آورده و مقاومت  کند.  <br />
<br />
 حالا به لطف تکنولوژی یک شرکت سویسی و سرمایه گذاری شرکت BIG Invest می  توان امیدوار بود که این پروژه جاه طلبانه در آب های خلیج فارس ساخته شود.  البته هنوز خبری از زمان شروع و پایان و همچنین هزینه و مدت زمان لازم برای  ساخت این هتل در دست نیست. </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji4.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji4.jpg]" /></div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/dubai-underwater-hotel-narenji5.jpg" border="0" alt="[تصویر: dubai-underwater-hotel-narenji5.jpg]" /><br />
</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا آیفون بعدی با نمایشگر 4 اینچی ساخته می شود؟]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10477</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 06:13:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10477</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/62/12/iphone_1811324b.jpg?1337228209" border="0" alt="[تصویر: iphone_1811324b.jpg?1337228209]" /><br />
  </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">حالا که بعد از کلی شایعات و گمانه زنی، پرچمدار اندرویدی ها معرفی شده،  نوبت به از راه رسیدن شایعات آیفون 5 می رسد. مدلی که هنوز احتمالا چند ماه  تا معرفی آن باقی مانده است. آیفون تلفن هوشمندی است که تا به حال با  نمایشگر 3.5 اینچی بوده. اما حالا خبرهایی به گوش می رسد که آیفون بعدی 4  اینچی خواهد بود.  <br />
 <br />
 بر طبق گزارش وال استریت ژورنال، شرکت اپل به تهیه کنندگان نمایشگر در‌  آسیا سفارش ساخت نمایشگر 4 اینچی را داده است و قرار است آن را روی آیفون  جدید استفاده کند. <br />
 <br />
 از سال ۲۰۰۷ که اپل آیفون را معرفی کرد سایز نمایشگر آن روی 3.5 اینچ ثابت  مانده بود اما با وارد شدن رقیب های مختلف و ورود تلفن هایی با نمایشگر  بزرگ تر به نظر می رسد اپل هم تصمیم به بزرگ تر کردن نمایشگر گرفته است.  <br />
 <br />
 این شایعات می گوید آیفون جدید اواخر سال میلادی وارد بازار خواهد شد. اما  شایعات دیگری هم وجود دارد که می گوید در پاییز باید منتظر آیفون جدید  باشیم. در عین حال برخی از آنها می گویند آیفون جدید با بدنه ای از جنس  Liquidmetal وارد بازار خواهد شد. <br />
 <br />
 این آلیاژی است که اپل لیسانس آن را در سال ۲۰۱۰ ثبت کرده است و البته توسط  شرکت های دیگری مانند نوکیا و سامسونگ هم مورد استفاده قرار می گیرد. فعلا  استفاده از این آلیاژ به قطعات کوچک محدود می شود. این آلیاژ فوق العاده  محکم است و ضد خراش و خوردگی است و می تواند با دقت بسیار زیاد به اشکال  پیچیده و ظریف در بیاید.  <br />
 <br />
 به خاطر محدودیت های فنی در تولید انبوه Liquidmetal فعلا آن را در قطعات  کوچک می بینیم. برای مثال آیا می دانستید که ابزار کوچکی که برای خارج کردن  سیم کارت از آیفون و آی پد استفاده می شود از جنس همین آلیاژ است؟    </div></span>  <br />
   <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/liquid-metal-sim-pin-580x386_narenji.jpg" border="0" alt="[تصویر: liquid-metal-sim-pin-580x386_narenji.jpg]" /></span><br />
 </div>    <span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">  البته کارشناس ها می گویند بعید است که اپل بتواند تمام کیس آیفون جدید را  از این آلیاژ تولید کند و احتمالا فقط در بعضی بخش های بدنه سراغ استفاده  از آن خواهد رفت. اما فعلا می توانیم منتظر یک نمایشگر بزرگ تر و بدنه ای  محکم و ضد خش باشیم.  </div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/62/12/iphone_1811324b.jpg?1337228209" border="0" alt="[تصویر: iphone_1811324b.jpg?1337228209]" /><br />
  </div></span><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">حالا که بعد از کلی شایعات و گمانه زنی، پرچمدار اندرویدی ها معرفی شده،  نوبت به از راه رسیدن شایعات آیفون 5 می رسد. مدلی که هنوز احتمالا چند ماه  تا معرفی آن باقی مانده است. آیفون تلفن هوشمندی است که تا به حال با  نمایشگر 3.5 اینچی بوده. اما حالا خبرهایی به گوش می رسد که آیفون بعدی 4  اینچی خواهد بود.  <br />
 <br />
 بر طبق گزارش وال استریت ژورنال، شرکت اپل به تهیه کنندگان نمایشگر در‌  آسیا سفارش ساخت نمایشگر 4 اینچی را داده است و قرار است آن را روی آیفون  جدید استفاده کند. <br />
 <br />
 از سال ۲۰۰۷ که اپل آیفون را معرفی کرد سایز نمایشگر آن روی 3.5 اینچ ثابت  مانده بود اما با وارد شدن رقیب های مختلف و ورود تلفن هایی با نمایشگر  بزرگ تر به نظر می رسد اپل هم تصمیم به بزرگ تر کردن نمایشگر گرفته است.  <br />
 <br />
 این شایعات می گوید آیفون جدید اواخر سال میلادی وارد بازار خواهد شد. اما  شایعات دیگری هم وجود دارد که می گوید در پاییز باید منتظر آیفون جدید  باشیم. در عین حال برخی از آنها می گویند آیفون جدید با بدنه ای از جنس  Liquidmetal وارد بازار خواهد شد. <br />
 <br />
 این آلیاژی است که اپل لیسانس آن را در سال ۲۰۱۰ ثبت کرده است و البته توسط  شرکت های دیگری مانند نوکیا و سامسونگ هم مورد استفاده قرار می گیرد. فعلا  استفاده از این آلیاژ به قطعات کوچک محدود می شود. این آلیاژ فوق العاده  محکم است و ضد خراش و خوردگی است و می تواند با دقت بسیار زیاد به اشکال  پیچیده و ظریف در بیاید.  <br />
 <br />
 به خاطر محدودیت های فنی در تولید انبوه Liquidmetal فعلا آن را در قطعات  کوچک می بینیم. برای مثال آیا می دانستید که ابزار کوچکی که برای خارج کردن  سیم کارت از آیفون و آی پد استفاده می شود از جنس همین آلیاژ است؟    </div></span>  <br />
   <div style="text-align: CENTER;"> <span style="text-decoration: underline;"><img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u1/4/liquid-metal-sim-pin-580x386_narenji.jpg" border="0" alt="[تصویر: liquid-metal-sim-pin-580x386_narenji.jpg]" /></span><br />
 </div>    <span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: RIGHT;">  البته کارشناس ها می گویند بعید است که اپل بتواند تمام کیس آیفون جدید را  از این آلیاژ تولید کند و احتمالا فقط در بعضی بخش های بدنه سراغ استفاده  از آن خواهد رفت. اما فعلا می توانیم منتظر یک نمایشگر بزرگ تر و بدنه ای  محکم و ضد خش باشیم.  </div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بسته بندی گجت ها درون قارچ ها در آینده نزدیک]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10476</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 06:12:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10476</guid>
			<description><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/mushroom-packaging-1.jpeg?1337242835" border="0" alt="[تصویر: mushroom-packaging-1.jpeg?1337242835]" /><br />
شرکت دل از سال ۲۰۰۹ ایده بسته بندی های سازگار با محیط زیست از بازمانده  های بامبو را جایگزین محافظ های یونولیتی مرسوم کرد. کاری که تا حد فراوانی  به سلامت بیشتر محیط زیست کمک می کرد. اما اکنون نوبت امتحان بسته بندی  هایی رسیده است که با سرعت بیشتری بازیافت شده و به طبیعت باز می گردند.:  قارچ. یک ایده بزرگ برای جایگزینی بسته بندی های پلی استیرین با  جایگزین  قابل بازیافتی که از ضایعات کشاورزی و مواد طبیعی ساخته شده و به راحتی  قابلیت تبدیل به کامپوست یا کود گیاهی را دارد. <br />
<br />
 هم اکنون شرکت دل در حال اجرای یک طرح آزمایشی برای بسته بندی سرورهای Dell  PowerEdge R710 خود با موادی است که به جای ساخته شدن، رشد می کنند و  امنیت لازم برای حمل و جابجایی وسایل را فراهم می آورد.  <br />
<br />
 <a href="http://www.mushroompackaging.com/why-ecocradle" target="_blank"> EcoCradle </a>  یک استارت آپ نیویورکی است که در سال ۲۰۰۷ توسط دو نفر از فارغ التحصیلان  <a href="http://www.crateandbarrel.com/" target="_blank"> Crate & Barrel  </a>   با نام های Eben Bayer و Gavin McIntyre راه اندازی شده و اکنون مسولیت  کاشت و برداشت بسته بندی های مورد نیاز Dell را بر عهده گرفته است. بایر می  گوید ما دریافتیم که بسته بندی های یونولیتی علاوه بر محیط زیست، باعث  دردسر برای مصرف کننده هم هستند، به همین دلیل به دنبال ابداع شیوه بسته  بندی جایگزین خودمان رفتیم.  <br />
<br />
 وی اضافه می کند: «طی سه سال گذشته Ecovative نوع جدیدی از بسته بندی را  ابداع کرده که بر پایه شیوه فرآوری قارچ است. و البته در جلب توجه شرکت  هایی همچون Dell برای استفاده از این محصول جدید برای بسته بندی کالاهای  شان موفق بوده ایم.» <br />
<br />
 شاید دل و قارچ ها را به این زودی دست در دست یکدیگر نبینیم. اما تئوری پشت  این همکاری اصل و هسته فلسفه زیست محیطی Dell است و  برای مصرف کننده هم  جذاب و الهام بخش خواهد بود. الیور کمپل مدیر بخش تهیه بسته بندی های دل   توضیح می دهد که آنها دریافته اند که مصرف کنندگان تکنولوژی بسته بندی فوم و  یونولیت ۵ سال پیش را دوست ندارند.  و خواسته اصلی آنها به طور واضح،  تمیزی بیشتر است. <br />
<br />
 او می گوید: «مصرف کنندگان ۳ خواسته مهم و اصلی دارند. آنها بسته بندی های  کوچکتر می خواهند. از ما می خواهند که محصولات با دوام تری تولید کنیم. و  همچنین می خواهند که ما در مقابل استفاده از بسته بندی های سازگار با محیط  زیست، مسئولیت پذیر باشیم.» <br />
<br />
 و قارچ ها یک قله بلند در بسته بندی های  دوست دار محیط زیست هستند. ضایعات  کشاورزی با پارچه کتانی به شکل قالب های مورد نیاز درآمده و سپس با رشد  رشته های قارچ بر روی آنها، شکل مورد نظر را به خود می گیرند. آنگاه قارچ  از این ضایعات کشاورزی تغذیه کرده و به محصولی مناسب برای بسته بندی تبدیل  می شود.  این مواد پس از رسیدن به دست مصرف کننده، می توانند به عنوان کود  گیاهی مقوی برای گلدان ها و باغچه به کار روند. <br />
<br />
 بایر می گوید: «و چیزی که ما به مصرف کننده عرضه می کنیم، بسته بندی با  همان کیفیت و قیمت پلی استرین است. اما محصولی که تولید کرده ایم، پس از  استفاده از کالای خریداری شده، به یک زباله تجزیه ناپذیر زیان آور تبدیل  نمی شود، بلکه می تواند برای طبیعت مغذی و مفید هم باشد.» یک ایده عالی و  دوست دار طبیعت! اما آیا بسته بندی با قارچ، به خوبی بسته بندی های قدیمی  عمل می کند؟ <br />
<br />
 کمپل از دل می گوید: «هنگامی که بسته بندی های جدید را در آزمایشگاه تست  کردیم، به شکل خوشایندی شگفت زده شدیم. زیرا بسته بندی قارچی در تست های  محافظت از سقوط، حتی بهتر از بسته بندی های یونولیتی عمل کرد.» <br />
<br />
 اگر این برنامه آزمایشی با موفقیت پیش برود، بسته بندی های قارچی می توانند  کمک بزرگی به شرکت DELL برای دست یابی به اهداف زیست محیطی جاه طلبانه اش  باشند. و البته فقط دل مشتری شادمان Ecovative نخواهد بود. پوما هم اکنون  برای بسته بندی تخته های شنا از  <mybb-bad-sm> این شرکت استفاده می کند. <mybb-bad-sm> ‎که یک تولید کننده اسباب و وسایل منزل است، نیز از همین تکنولوژی برای  حفاظت از محصولاتش بهره می برد و بسیاری شرکت های دیگر هم هستند که منتظر  فرصت مناسب برای پیوستن به این قطار قارچی هستند. <br />
<br />
  البته شرکت Ecovative تنها به ساخت بسته بندی رضایت نداده و به دنبال  توسعه محصولات خود است. هدف بعدی این شرکت تولید محصولاتی همچون مواد مورد  استفاده به عنوان ضربه گیر سپر اتومبیل است. بایر می گوید: «هدف ما ایجاد  شکاف در چرخه تهیه تولیدات صنعتی فعلی و جایگزینی آن با روش سازگار با محیط  زیستی است که در پیش گرفته ایم. ما می خواهیم موفقیت خود در تولید بسته  بندی های قارچی را در تمام زمینه های صنعتی که از پلاستیک ها استفاده می  شود، تکرار کنیم.»<br />
<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/ecocradle-narenji.jpg" border="0" alt="[تصویر: ecocradle-narenji.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/mushroom-packaging-1.jpeg?1337242835" border="0" alt="[تصویر: mushroom-packaging-1.jpeg?1337242835]" /><br />
شرکت دل از سال ۲۰۰۹ ایده بسته بندی های سازگار با محیط زیست از بازمانده  های بامبو را جایگزین محافظ های یونولیتی مرسوم کرد. کاری که تا حد فراوانی  به سلامت بیشتر محیط زیست کمک می کرد. اما اکنون نوبت امتحان بسته بندی  هایی رسیده است که با سرعت بیشتری بازیافت شده و به طبیعت باز می گردند.:  قارچ. یک ایده بزرگ برای جایگزینی بسته بندی های پلی استیرین با  جایگزین  قابل بازیافتی که از ضایعات کشاورزی و مواد طبیعی ساخته شده و به راحتی  قابلیت تبدیل به کامپوست یا کود گیاهی را دارد. <br />
<br />
 هم اکنون شرکت دل در حال اجرای یک طرح آزمایشی برای بسته بندی سرورهای Dell  PowerEdge R710 خود با موادی است که به جای ساخته شدن، رشد می کنند و  امنیت لازم برای حمل و جابجایی وسایل را فراهم می آورد.  <br />
<br />
 <a href="http://www.mushroompackaging.com/why-ecocradle" target="_blank"> EcoCradle </a>  یک استارت آپ نیویورکی است که در سال ۲۰۰۷ توسط دو نفر از فارغ التحصیلان  <a href="http://www.crateandbarrel.com/" target="_blank"> Crate & Barrel  </a>   با نام های Eben Bayer و Gavin McIntyre راه اندازی شده و اکنون مسولیت  کاشت و برداشت بسته بندی های مورد نیاز Dell را بر عهده گرفته است. بایر می  گوید ما دریافتیم که بسته بندی های یونولیتی علاوه بر محیط زیست، باعث  دردسر برای مصرف کننده هم هستند، به همین دلیل به دنبال ابداع شیوه بسته  بندی جایگزین خودمان رفتیم.  <br />
<br />
 وی اضافه می کند: «طی سه سال گذشته Ecovative نوع جدیدی از بسته بندی را  ابداع کرده که بر پایه شیوه فرآوری قارچ است. و البته در جلب توجه شرکت  هایی همچون Dell برای استفاده از این محصول جدید برای بسته بندی کالاهای  شان موفق بوده ایم.» <br />
<br />
 شاید دل و قارچ ها را به این زودی دست در دست یکدیگر نبینیم. اما تئوری پشت  این همکاری اصل و هسته فلسفه زیست محیطی Dell است و  برای مصرف کننده هم  جذاب و الهام بخش خواهد بود. الیور کمپل مدیر بخش تهیه بسته بندی های دل   توضیح می دهد که آنها دریافته اند که مصرف کنندگان تکنولوژی بسته بندی فوم و  یونولیت ۵ سال پیش را دوست ندارند.  و خواسته اصلی آنها به طور واضح،  تمیزی بیشتر است. <br />
<br />
 او می گوید: «مصرف کنندگان ۳ خواسته مهم و اصلی دارند. آنها بسته بندی های  کوچکتر می خواهند. از ما می خواهند که محصولات با دوام تری تولید کنیم. و  همچنین می خواهند که ما در مقابل استفاده از بسته بندی های سازگار با محیط  زیست، مسئولیت پذیر باشیم.» <br />
<br />
 و قارچ ها یک قله بلند در بسته بندی های  دوست دار محیط زیست هستند. ضایعات  کشاورزی با پارچه کتانی به شکل قالب های مورد نیاز درآمده و سپس با رشد  رشته های قارچ بر روی آنها، شکل مورد نظر را به خود می گیرند. آنگاه قارچ  از این ضایعات کشاورزی تغذیه کرده و به محصولی مناسب برای بسته بندی تبدیل  می شود.  این مواد پس از رسیدن به دست مصرف کننده، می توانند به عنوان کود  گیاهی مقوی برای گلدان ها و باغچه به کار روند. <br />
<br />
 بایر می گوید: «و چیزی که ما به مصرف کننده عرضه می کنیم، بسته بندی با  همان کیفیت و قیمت پلی استرین است. اما محصولی که تولید کرده ایم، پس از  استفاده از کالای خریداری شده، به یک زباله تجزیه ناپذیر زیان آور تبدیل  نمی شود، بلکه می تواند برای طبیعت مغذی و مفید هم باشد.» یک ایده عالی و  دوست دار طبیعت! اما آیا بسته بندی با قارچ، به خوبی بسته بندی های قدیمی  عمل می کند؟ <br />
<br />
 کمپل از دل می گوید: «هنگامی که بسته بندی های جدید را در آزمایشگاه تست  کردیم، به شکل خوشایندی شگفت زده شدیم. زیرا بسته بندی قارچی در تست های  محافظت از سقوط، حتی بهتر از بسته بندی های یونولیتی عمل کرد.» <br />
<br />
 اگر این برنامه آزمایشی با موفقیت پیش برود، بسته بندی های قارچی می توانند  کمک بزرگی به شرکت DELL برای دست یابی به اهداف زیست محیطی جاه طلبانه اش  باشند. و البته فقط دل مشتری شادمان Ecovative نخواهد بود. پوما هم اکنون  برای بسته بندی تخته های شنا از  <mybb-bad-sm> این شرکت استفاده می کند. <mybb-bad-sm> ‎که یک تولید کننده اسباب و وسایل منزل است، نیز از همین تکنولوژی برای  حفاظت از محصولاتش بهره می برد و بسیاری شرکت های دیگر هم هستند که منتظر  فرصت مناسب برای پیوستن به این قطار قارچی هستند. <br />
<br />
  البته شرکت Ecovative تنها به ساخت بسته بندی رضایت نداده و به دنبال  توسعه محصولات خود است. هدف بعدی این شرکت تولید محصولاتی همچون مواد مورد  استفاده به عنوان ضربه گیر سپر اتومبیل است. بایر می گوید: «هدف ما ایجاد  شکاف در چرخه تهیه تولیدات صنعتی فعلی و جایگزینی آن با روش سازگار با محیط  زیستی است که در پیش گرفته ایم. ما می خواهیم موفقیت خود در تولید بسته  بندی های قارچی را در تمام زمینه های صنعتی که از پلاستیک ها استفاده می  شود، تکرار کنیم.»<br />
<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/images/u2/ecocradle-narenji.jpg" border="0" alt="[تصویر: ecocradle-narenji.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[به بهانه D10، تنها گفتگوی دو نفره گیتس و جابز در D5 - بخش دوم: PC guy و MAC guy ]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10475</link>
			<pubDate>Fri, 18 May 2012 06:09:23 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10475</guid>
			<description><![CDATA[در اواخر ماه جاری میلادی (۹ تا ۱۱ خرداد) کنفرانس AllThingsD با  تهیه‌کنندگی دو ژورنالیست مشهور، والت ماسبرگ و کارا سویشر، دهمین سال  برپایی خودش را جشن خواهد گرفت.  <br />
<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/All-Things-D.jpg?1337250743" border="0" alt="[تصویر: All-Things-D.jpg?1337250743]" /><br />
  بد ندیدیم که به شیوهٔ خودمان و با یک یادآوری نوستالژیک،  به استقبال این رویداد سالانه و در نوع خود معتبر و خاص برویم.  <br />
<br />
 کنفرانس پنجم AllThingsD یا همان D5 شاهد حضور بیل گیتس و استیو جابز بود.  در آن مراسم بیشتر سوالات حول محور پیش بینی این دو غول تکنولوژی برای ۵  سال آینده بود... و حالا دقیقا ۵ سال از آن داستان می گذرد.  <br />
<br />
دیروز بخش اول این مصاحبه   به یاد ماندنی را مطالعه کردید. حال در ادامه، بخش دوم از مصاحبه دو نفره  کارا سویشر و والت ماسبرگ، با بیل گیتس و استیو جابز را که در سال 2007  انجام گرفت، خواهید خواند. هنوز که هنوز است از این مصاحبه به عنوان به  یادماندنی‌ترین مصاحبه دنیای تکنولوژی یاد می‌شود. گفتگویی صمیمی که در آن  نظرات این دو پیشگام صنعت کامپیوتر را نسبت به هم، تاریخچه صنعت، و آینده  آن تا ۵ سال آینده (یعنی اکنون) خواهید خواند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در اواخر ماه جاری میلادی (۹ تا ۱۱ خرداد) کنفرانس AllThingsD با  تهیه‌کنندگی دو ژورنالیست مشهور، والت ماسبرگ و کارا سویشر، دهمین سال  برپایی خودش را جشن خواهد گرفت.  <br />
<img class="postimage" src="http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/1/12/All-Things-D.jpg?1337250743" border="0" alt="[تصویر: All-Things-D.jpg?1337250743]" /><br />
  بد ندیدیم که به شیوهٔ خودمان و با یک یادآوری نوستالژیک،  به استقبال این رویداد سالانه و در نوع خود معتبر و خاص برویم.  <br />
<br />
 کنفرانس پنجم AllThingsD یا همان D5 شاهد حضور بیل گیتس و استیو جابز بود.  در آن مراسم بیشتر سوالات حول محور پیش بینی این دو غول تکنولوژی برای ۵  سال آینده بود... و حالا دقیقا ۵ سال از آن داستان می گذرد.  <br />
<br />
دیروز بخش اول این مصاحبه   به یاد ماندنی را مطالعه کردید. حال در ادامه، بخش دوم از مصاحبه دو نفره  کارا سویشر و والت ماسبرگ، با بیل گیتس و استیو جابز را که در سال 2007  انجام گرفت، خواهید خواند. هنوز که هنوز است از این مصاحبه به عنوان به  یادماندنی‌ترین مصاحبه دنیای تکنولوژی یاد می‌شود. گفتگویی صمیمی که در آن  نظرات این دو پیشگام صنعت کامپیوتر را نسبت به هم، تاریخچه صنعت، و آینده  آن تا ۵ سال آینده (یعنی اکنون) خواهید خواند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معجزه خدا در ایران: شهیدی که قبرش همیشه بوی عطر می‌دهد! ( + عکس ) .]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10468</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 20:05:09 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10468</guid>
			<description><![CDATA[سید احمد پلارک شهیدی كه مزار پاكش بوی عطر می‌دهد. <br />
 مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن می‌شود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام می‌رسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر می‌زنند. <br />
 شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا میگرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی‌که او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود. <br />
<br />
 <a href="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-11/20070524508.jpg" target="_blank">http://www.seemorgh.com/images/iContent/...524508.jpg</a><br />
<a href="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-11/pelarak2.jpg" target="_blank">http://www.seemorgh.com/images/iContent/...larak2.jpg</a><br />
<br />
<br />
بعد از بمب باران، هنگامی‌که امداد گران در حال جمع آوری زخمی‌ها و شهیدان بودند، با تعجب متوجه می‌شوند که بوی گلاب از زیر آوار می‌آید. وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود. <br />
 هنگامی‌که پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران، در قطعه 26 به خاک می‌سپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس می‌شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک می‌باشد بطوری كه اگر سنگ قبر شهید پلارك رو خشك كنید، از طرف دیگر سنگ نمناك می‌شود. <br />
 <br />
<br />
می‌گویند شهید پلارك مثل یكی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائكه " بوده است . " غسیل الملائكه " به کسی می‌گویند كه ملائكه غسلش داده‌ باشند . در تاریخ اسلام آمده كه حنظله غسیل الملائكه كه از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می‌کند و در حجله می‌خوابد . فردا صبح ، زمانی كه لشكر اسلام به سمت احد حركت می‌‌كرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله كرد و بنابراین نرسید که غسل كند . او در این جنگ شهید شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد .حالا گفته می‌شود شهید احمد پلارك عزیز هم اینچنین است و برای همین است كه همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است . <br />
 كسایی كه زیاد بهشت زهرا می‌روند به این شهید والا مقام میگویند شهید عطری. <br />
 خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز می‌كنن و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خوان.او معجزه خداست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سید احمد پلارک شهیدی كه مزار پاكش بوی عطر می‌دهد. <br />
 مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن می‌شود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام می‌رسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر می‌زنند. <br />
 شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا میگرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی‌که او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود. <br />
<br />
 <a href="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-11/20070524508.jpg" target="_blank">http://www.seemorgh.com/images/iContent/...524508.jpg</a><br />
<a href="http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-11/pelarak2.jpg" target="_blank">http://www.seemorgh.com/images/iContent/...larak2.jpg</a><br />
<br />
<br />
بعد از بمب باران، هنگامی‌که امداد گران در حال جمع آوری زخمی‌ها و شهیدان بودند، با تعجب متوجه می‌شوند که بوی گلاب از زیر آوار می‌آید. وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود. <br />
 هنگامی‌که پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران، در قطعه 26 به خاک می‌سپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس می‌شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک می‌باشد بطوری كه اگر سنگ قبر شهید پلارك رو خشك كنید، از طرف دیگر سنگ نمناك می‌شود. <br />
 <br />
<br />
می‌گویند شهید پلارك مثل یكی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائكه " بوده است . " غسیل الملائكه " به کسی می‌گویند كه ملائكه غسلش داده‌ باشند . در تاریخ اسلام آمده كه حنظله غسیل الملائكه كه از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می‌کند و در حجله می‌خوابد . فردا صبح ، زمانی كه لشكر اسلام به سمت احد حركت می‌‌كرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله كرد و بنابراین نرسید که غسل كند . او در این جنگ شهید شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد .حالا گفته می‌شود شهید احمد پلارك عزیز هم اینچنین است و برای همین است كه همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است . <br />
 كسایی كه زیاد بهشت زهرا می‌روند به این شهید والا مقام میگویند شهید عطری. <br />
 خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز می‌كنن و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خوان.او معجزه خداست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فراخوان تلویزیون انلاین]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10466</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 19:55:40 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10466</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
سلام به همه پارسی گویان جهان<br />
<br />
فراخوان تلویزیون انلاین برای تمام پارسی گویان جهان و ایران عزیز<br />
بچه ها هرکسی میخواد همکاری کنه توی این تلویزیون انلاین لطفا ایمیل و اسم کاملشو توی همین تاپیک برای من بنویسه<br />
مامشکلی نداریم و تنها مشکل ما همکار هستش(از نظرمالی اصلا مشکل نداریم)<br />
همکاری کنید برای موفقیت ایران ایرانی<br />
 بازهم تاکید میکنم فقط <span style="font-size: x-large;"><span style="color: #ff0000;">اسم کامل و ایمیل</span></span> درهمین تاپیک بگذارید<br />
<br />
باتشکر.هیچ کاره تلویزیون<img class="postimage" src="images/smilies/1 (4).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (4)" title="1 (4)" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
سلام به همه پارسی گویان جهان<br />
<br />
فراخوان تلویزیون انلاین برای تمام پارسی گویان جهان و ایران عزیز<br />
بچه ها هرکسی میخواد همکاری کنه توی این تلویزیون انلاین لطفا ایمیل و اسم کاملشو توی همین تاپیک برای من بنویسه<br />
مامشکلی نداریم و تنها مشکل ما همکار هستش(از نظرمالی اصلا مشکل نداریم)<br />
همکاری کنید برای موفقیت ایران ایرانی<br />
 بازهم تاکید میکنم فقط <span style="font-size: x-large;"><span style="color: #ff0000;">اسم کامل و ایمیل</span></span> درهمین تاپیک بگذارید<br />
<br />
باتشکر.هیچ کاره تلویزیون<img class="postimage" src="images/smilies/1 (4).gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="1 (4)" title="1 (4)" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سخنرانی استاد در زرین شهر]]></title>
			<link>http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10465</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 19:41:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://anti666.ir/forum/showthread.php?tid=10465</guid>
			<description><![CDATA[در حال بررسیه هر موقه کامل شد اعلام میکنیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در حال بررسیه هر موقه کامل شد اعلام میکنیم]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>
